شب یلدا گرم و خجسته
انگيزه هاي پايدار ماندن اين جشن را مي توان، از جمله بدين گونه برشمرد :
1- شب زايش خورشيد ( مهر ) است، از باورهاي ديني کهن.
2 - بلند ترين شب سال، يعني طولاني ترين تاريکي است، نشانهً اهريمني شبي
شوم و ناخوشايند که از فردا به کوتاهي مي گرايد.
3 - پايان برداشت محصول صيفي و آغاز فصل استراحت در جامعهً کشاورزي است.
همهً قشرها و گروههايي که از فراورده هاي کشاورزي و تلاش کشاورزان بهره
مندند، در جشن نخستين روز دي ماه و برداشت محصول، در شگون و شادي
کشاورزان شرکت مي کنند.
« و ... در اين روز پادشاه با دهقانان و برزگران مجالست مي کرد و در يک سفره با
ايشان غذا مي خورد، و مي گفت (...) قوام دنيا به کارهايي است که به دست شما
مي شود. »
آيين و جشن شب يلدا و يا شب چله بزرگ، تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال
ايران و در بين همه قشرها و خانواده ها برگزار مي شود.
يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا
خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ خانواده گرد مي آيند. به بياني ديگر در سرماي
آغازين زمستان، دور کرسي نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به
فال حافظ گوش کردن از ويژگي هاي شب يلدا است.
جشن خانوادگي : برگزاري مراسم يلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آييني خانوادگي
است، و گردهمايي ها به خويشاوندان و دوستان نزديک محدود مي شود. در کتاب
ها و سندهاي تاريخي به برگزاري مراسم شب يلدا اشاره اي نشده است. ابوريحان
بيروني از جشن روز اول دي ماه، که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتي و
پادشاهي ياد مي کند و نامي از شب يلدا در ميان نيست، که مي توان به دليل
خانوادگي و همگاني و غير رسمي بودن آن دانست.
کنار کرسي : بي گمان براي جوانان نسل امروز کرسي گذاشتن، کنار يا دور کرسي
نشستن نياز به توضيح و توصيف دارد. ابزارهاي گرمازاي تکنولوژي جديد - و نيز عامل
هاي ديگر - کرسي و فرهنگ مربوط به آن را به دست فراموشي سپرده است.
در زمستانها، استفاده از کرسي براي گرم کردن خانه و دور کرسي نشيني معمولا از
شب يلدا، نخستين شب زمستان، شروع مي شد و تا پايان چلهً بزرگ - و در برخي
خانواده ها تا پايان چلهً کوچک - ادامه داشت. اعضاي خانواده از کوچک و بزرگ، دور
کرسي، که روي آن را ميوه و آجيل پوشانده بود، مي نشستند.
تا مي توان ز فرش چو کرسي جدا مباش آتش به فرق ريز و مکن اختيار برف
( ميرالهي همداني )
خوراک : در همهً جشن ها و آيين ها، در جامعه هاي ابتدايي يا متمدن، خوردن و
آشاميدن بخشي از مشغوليت ها و سرگرمي هاي جمع را تشکيل مي دهد.
براي شب يلدا، خوراک ويژاه اي نمي شناسم، و تهيه شام بستگي به وضع اقتصادي
و روند تغذيه خانواده دارد. خوردني هاي ويژه شب يلدا ميوه هاي فصل تابستان چون
خربزه، هندوانه، انگور، انار، سيب، خيار، به و مانند آن است. ميوه هايي که
مي بايستي در اين شب تمامي آنها بجز سيب و به خورده شود و چيزي براي فردا،
يعني فرداي زمستان باقي نماند. ميوه هايي را که شب يلدا بر آن مي گذشت
نمي خوردند.
به ياد دارم، تا سال 1323 که در کوهبنان ( از بخش هاي کرمان ) بودم، در خانهً
روستايي ما، خربزه و هندوانه و انار را در انبار گندم مي گذاشتند و انگور را يا
همچنان که بر درخت بود، در کيسه ها مي کردند و يا در جايي خنک به بند
مي آويختند. و در شب يلدا تمامي آنها مي بايستي خورده شود.
آجيل و شب چره که شامل دانه هايي چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و کدو
، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجير و توت خشک است، در بسياري از شب
نشيني ها، مهماني ها و گردش ها فراموش نمي شد. ولي در شب يلدا
مي بايست ( و مي بايد ) بر سر سفره باشد. خوردني هاي شب يلدا، در واقع، ميوه
و آجيل است نه غذا. برخي از خانواده ها در شب يلدا، پس از خوردن شام، براي
شب نشيني شب يلدا به خانهً خويشاوند بزرگتر مي روند.
فال حافظ : يکي از رسم هاي شب يلدا، فال حافظ گرفتن است. اگر رسم ها و آيين
هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ( که بايستي چنين باشد )
، ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا - و نيز در تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در
مازندران ) - در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.
فال حافظ گرفتن، در شب نشيني هاي زمستان و مناسبت هايي چون چهارشنبهً
آخر ماه صفر، چهارشنبه سوري، شب سيزده صفر، بعد ازظهر سيزده بدر،
تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در مازندران ) نيز از باورهاي همگاني است ر... و
در شب يلدا گويا بيشتر وصف الحال است. ممکن است در شب يلدا، براي فال حافظ
گرفتن، به خانً ملا و باسواد محل رفت :
در روستاي کاورد دودانگه ساري، خواندن کتاب حافظ چندان رونقي ندارد. تنها در سال
يک بار، آن هم در شب يلدا از ديوان حافظ فال مي گيريم. براي فال گرفتن غروب شب
يلدا همسايگان و نزديکان، با آجيل و ميوه به خانهً ملاي ده مي رويم، که فال ما را
گرفته و ببيند چه سرگذشتي دربارهً ما نوشته است.
همه رسم ها و آيين هاي شب يلدا را ( بجز دور کرسي نشستن، که به اصطلاح
نتوانسته است حرف خود را بر کرسي بنشاند ) تا آنجا که پژوهش ها اجازه
مي دهد، در همهً شهرها و آبادي ها سراغ داريم.
پژوهش و مطالعهً کمي دربارهً برگزاري آيين ها و رسم هايي که همگاني است و
جنبهً خانوادگي دارد آسان نيست، و تنها مي توان نمونه هايي انگشت شمار را
مشاهده و مطالعه کرد.
امروز نمود برگزاري آيين و رسم شب يلدا را ميتوان در روزهاي بيست و نهم و سي ام
آذرماه، در بازارها و فروشگاه هاي ميوه و آجيل فروشي ها ديد. اين خريدها تا پاسي
از شب يلدا ادامه دارد. در آخرين لحظه ها نيز کساني را مي بينيم که از سر کار
برگشته و ميوه هايي چون خربزه و هندوانه و انار را که به آساني نمي توان
در بخچال نگهداري کرد، مي خرند.
باشد که اين جشن و آيين، که در حد جشن نوروز و به روايتي، خود جشن نوروز
و سال نو بوده، با وجود اشاعه و دگرگوني هاي فني و صنعتي امروز، به عنوان گوشه
اي از نمودهاي فرهنگي و قومي و تاريخي اين مرز و بوم، به دست فراموشي سپرده
نشود.
همهً شب هاي غم آبستن روز طرب است يوسف روز ز چاه شب يلدا آيد
(سایت فرهنگسرا)