مفاهیم مدرن مدیریت4-چکیده ای از نظریات مدیریتی

 

مدیریت بر مبنای استثنا management by exception

به این معنی که تعیین هدف، تخصیص منابع و روش های انجام کار را سرپرستان واحدها انجام می دهند و مدیران عالی، هنگامی دخالت می کنند که جریان عادی امور دچار اختلال شده باشد. اصل بر این است که کارکنان امور را سازماندهی کنند و روش های تعیین هدف را مشخص کنند و هر جا مشکلی ایجاد شد، مدیر مشکل را حل کند. به عبارتی در این روش اصل بر تفویض اختیار و اعطای آزادی عمل به کارکنان است.

در مدیریت بر مبنای استثنا برای تصمیم گیری فقط انحرافات مهم از خط مشی ها و روش ها باید به اطلاع و نظر مقامات بالای سازمان برسد.

 

مدیریت بر مبنای هدف (نظریه پیتر دراکر) management by objective

در MBO مدیران و کارکنان به اتفاق هم هدف گذاری می کنند و با تشریک مساعی، روشهای رسیدن به اهداف را تعیین می کنند و به اتفاق هم عملکرد و میزان دستیابی به اهداف را ارزیابی می کنند و به اتفاق هم، انحرافات احتمالی را تعیین می کنند.پس مدیریت بر مبنای هدف نوعی مدیریت مشارکتی است.

 

نظریه مسیر-هدف goal-path theory

در این نظریه که نظریه پردازان آن هاوس و آرمیشل در سال 1974 بوده اند، رهبران هم هدف و هم روش های حصول اهداف را مشخص می کنند. این نظریه ریشه در نظریه انتظار یا توقع در بحث انگیزش دارد. تئوری مسیر-هدف ، عکس نظریه مدیریت بر مبنای استثنا می باشد. یعنی اساسا موضوع تفویض اختیار به کارکنان مطرح نیست. در این نظریه رفتار رهبر زمانی برای پیروان قابل قبول است که منبع رضایت و انگیزه برای آنان باشد.

الگوهای رفتار رهبر در نظریه مسیر-هدف:

1.     رفتار هدایتی: رهبر به زیر دستان می گوید چه انتظاراتی از آنها دارد و راهنمایی های لازم را درباره روش های انجام کار و سنجش عملکرد و معیارها می دهد.

2.     رفتار مشارکتی: رهبر با زیر دستان مشورت می کند و پیشنهادهای آنها را قبل از اتخاذ تصمیم مورد توجه قرار می دهد.

3.     رفتار حمایتی: رفتار رهبر با پیروان دوستانه است و به وضعیت های اجتماعی، رفاهی و نیازهای زیر دستان توجه می کند.

4.     رفتار موفقیت خواه: رهبر هدف ها را تعیین می کند و از زیر دستان می خواهد که در بالاترین سطح تلاش کنند و اطمینان دارد که زیر دستان برای تحقق انتظارات تلاش خواهند کرد.

 

منطقه بی تفاوتی بارنارد:

بارنارد درباره تصمیم گیری صحبت می کند و مطرح می کند که چرا برخی از تصمیم های مدیران را کارکنان اجرا می کنند و برخی دیگر را اجرا نمی کنند. وی اساسا به تصمیماتی که اجرا می شود نمی پردازد و تمرکز خود را بر عدم اجرای تصمیمات توسط کارکنان عطوف می کند. بارنارد بیان می کند که هنگامی تصمیمی اجرا می شود که به ناحیه بی تفاوتی افراد برخورد کند. ناحیه بی تفاوتی یعنی اجرای تصمیم تأثیر منفی بر سرنوشت کاری افراد مجری تصمیم نداشته باشد. به طور طبیعی اگر تصمیمی از ناحیه مدیر اتخاذ می شود و اجرا نمی شود، باید اذعان کرد که آن تصمیم بر ناحیه باتفاوتی افراد مجری برخورد کرده است و به نوعی با منافع و علایق آنها در تضاد قرار گرفته است.

 

اصل پیتر(اصل حد بی کفایتی):

پیتر بیان می کند که افراد در سلسله مراتب اداری آن قدر رشد می کنند تا به حد بی کفایتی برسند، یعنی در فرآیند ارتقاء سازمانی به سطوح سازمانی نائل می شوند که شایستگی آن را ندارند. نام دیگر این اصل، اصل حد بی کفایتی است. او برای به تعویق انداختن سطح بی کفایتی افراد، آموزش را تجویز می کند و از آن به عنوان واکسن ضد پیتر نام می برد. چون آموزش باعث می شود که سطح کفایت افراد ارتقاء یابد.

 

ادامه نوشته

مفاهیم مدرن مدیریت 3-نظریه تقویت و اصلاح رفتار[1]

 

یکی از مشهورترین نظریه های تبیین کننده فراگرد انگیزش، نظریه تقویت و اصلاح رفتار است. در این نظریه دو نوع رفتار از هم متمایز می شوند: رفتارهای واکنشی (غیر ارادی) و رفتارهای کنشی (ارادی). در نظریه تقویت تأکید می شود که باید رفتارهای ارادی انسانها را مورد توجه قرار داد؛ به این ترتیب که پس از متمایز ساختن رفتارهای ارادی مفید از رفتارهای ارادی بی فایده یا مضر، باید رفتارهای ارادی مفید را تقویت کرد و رفتارهای بی فایده یا مضر را تضعیف کرد یا آنها را حذف نمود. این فراگرد "بررسی" و "تقویت یا حذف" رفتار را اصطلاحاً "اصلاح رفتار" می نامند. در این نظریه توجه ویژه ای به مفاهیم "تقویت" و "تنبیه" می شود. منظور از "تقویت"، عملی است که احتمال تکرار یک رفتار را افزایش می دهد. مانند قدردانی از کودکان، به خاطر استفاده از جمله های مؤدبانه در مکالمه های روزمره؛ برای مثال هنگامی که یک کودک تقاضای خود را با عبارتهایی نظیر "لطفاً" یا "خواهش می کنم" آغاز می کند، تشویق کردن باعث تکرار این عبارتها در مجموع سخنان وی خواهد شد.

ادامه نوشته

مفاهیم مدرن مدیریت 2-مديريت نظريه آشوب

 

مديران بايد دريابند كه يك سازمان موفق، سازماني برخوردار از نظام بازخورد غيرخطي پويايي است كه در ناحيه آشفتگي عمل مي‌كند، از طريق خودسازمان‌دهي كه ويژگي سيستم‌هاي آشوب‌گونه است، به طور خلاق سازگاري پويايي در عرصه‌هاي كاركردي سازمان‌ و خرده‌سيستم‌هاي داخلي و تعاملات بيروني آن برقرار مي‌كند. با توجه به مراتب فوق، مديران بايد با نهادينه كردن فعاليت بيشتري از فرهنگ سيستم‌هاي آشوب‌گونه در سازمان، آمادگي سازمان را براي خود سازمان‌دهي، خلاقيت و نوآوري، يادگيري مستمر و همه‌جانبه، فعاليت‌هاي تيمي فرايند محور، تعامل خلاق با محيط، شناسايي نقاط حساس و اهرمي و … را فراهم آورند. بدين منظور، اقدامات زير به عنوان درس‌هاي كاربردي نظريه آشوب مي‌تواند مؤثر باشد:.....

.ادامه مطلب را مطالعه نمایید...

 

ادامه نوشته

مفاهیم مدرن مدیریت1

نظريه آشوب  [1]

نظريه آشوب از جمله رهيافتهاي سيستمي و اقتضايي به مديريت محسوب مي گردد. اين نظريه نيز همانند نظريه يادگيري سازماني، بر تأثير "بازخور حاصل از ارزيابي محيط" بر سيستمهاي سازماني تأکيد مي کند. بنيان اين نظريه توسط رياضيداني چون ادوارد لورنز و جيمز يورک در دهه هاي 1960 و 1970 ميلادي شکل گرفت. طرفداران نظريه آشوب بر اين باورند که در ميان الگوهاي "رفتار ظاهراً تصادفي" پديده هاي مختلف- از سيستمهاي هواشناسي گرفته تا سازمانها و بازارهاي بورس- نوعي نظم وجود دارد. در وراي اين تفکر، فرضيه شگفت آوري مطرح مي شود، مبني بر اينکه "هر سيستم پيچيده، زندگي خاص خود را دارد و از کتاب قواعد خاص خود پيروي مي کند........

ادامه مطلب را مطالعه نمایید....

ادامه نوشته

پرسش مهر

ریاست جمهور پرسش مهر امسال رااینگونه  مطرح کردند که :اگر شما جای من  ریس جمهور بودید چه می کردید؟

البته من از این جسارت ها نمی کنم .وا چه جسارتا....من جای شما ...خدای توبه ....حقیقت خود این مسئله نوعی توهین تلقی می شود ...اما بهر حال امر کرده اید و در مثل هم مناقشه نیست....پس اگر من جای شما بودم  روم به دیوار .......

پاسخ حقیر این است که اولا کیف می کردم .چرا؟ برای اینکه در ایران سمت ها و منصب ها حق مسلم همه ما است و ریاست جمهوری حداقلش!!یعنی در مملکت ما همه یک علاقه خاصی به خدمت گذاری و انجام کار طبق تکلیف دارند که حاضرندهر سمتی را بدون داشتن شرایط ان در جا و بدون نه و نو قبول کنند ..حالا وزارت است ..باشد ...مدیر عاملی باشگاه است...باشد ...مدیر عامل بانک است ...باشد ...مربی تیم های ملی است ...باشد هر چه باشد مهم نیست ...بقول قدیمی ها ..دستت چو نمی رسد به !!؟؟(ریاست)..در یاب ...!!؟(معاونت )مطبخی !!را....فقط یک جایی باشد تا ما به تکلیفمان عمل کنیم و به جهت عرق ملی انجام وظیفه کنیم ..حالا اگر کشتی مملکت به گل نشست ...خب نشست ...ما قایل به وظیفه ایم و نه قایل به نتیجه...به خاطر عملکرد بد3000 میلیارد اختلاس شده ؟....شده که شده ...یواش یواش می شود 2700 میلیارد ..بعد می شود 2000 میلیارد ...بعد 1700 میلیارد و..اخر سر هم معلوم می شود از اول طلا نبوده و مس بوده ..وببخشید اصلا اختلاسی نبوده و همه خوش و خرم می رویم پی زندگیمان .. مهم نیت است که انشاالله خیره...

ادامه مطلب را بخوانید:

ادامه نوشته