برنامه ریزی فرهنگی-ترجمه مقاله
برنامه ريزي فرهنگي : معرفي
برنامه ريزي فرهنگي يك ذره بين جديد براي نشان دادن پيامدهاي اجتماع.
برنامه ريزي فرهنگي يك فرآيند است كه شامل مشاوره اجتماعي و تصميم گيري است كه به دولت محلي براي شناختن منابع فرهنگي و تفكر استراتژيك در مورد اينكه چگونه اين منابع ميتوانند به براي دستيابي به اهداف مدني جامعه كمك كنند مساعدت مي نمايد.
علاوه بر اين ، يك رويكرد استراتژيك است كه مستقيما و غير مستقيم منابع فرهنگي جامعه را در دامنه عميقي از فعليتهاي برنامه ريزي دولت تكميل ميكند.
واژه برنامه ريزي فرهنگي نسبتا جديد است و در خلال سالهاي 1960تا 1970 زمانيكه شهرها با تغييرات اقتصادي و آماري مواجه شدند بوجود آمد.
بعنوان بخشي از استرتژيهاي احيا مدني اروپا برنامه ريزي فرهنگي ، هنرها را در ساير نمو دهاي فرهنگ محلي و بافت زندگي روزانه شهري تكميل نمود.امروزه جوامع در سراسر دنيا به صورت فعال درگير برنامه ريزي فرهنگي و پرورش و توسعه فرهنگي هستند.
برنامه ريزي فرهنگي يك راه براي نگهداري تمام بخشها ي زندگي فرهنگي جامعه بعنوان سرمايه اجتماعي است .
برنامه ريزي فرهنگي به افزايش منفعت سرمايه هايي توجه ميكنند كه در آينده براي جامعه حاصل خواهند شد ، چنانچه برنامه ريزي استراتژيك قبلا انجام شده باشد.
فهميدن فرهنگ و فعاليتهاي فرهنگي بعنوان منابعي براي توسعه انساني و اجتماعي سريعتر از كالاهي فرهنگي انحصاري فروكش ميكند زيرا آنها براي به منظور امكان گشودن ارزشهاي فوق العاده و تخمين ناپذير ، بسيار خوب هستند. اما وقتي درك ما از فرهنگ مشمول مرزي فراتر از بينش سنتي به فرهنگ بالا است، پس ما سرمايه ها را با آنچه اهداف مدني ميناميم افزايش داده ايم .
2
برنامه ريزي فرهنگي : ذره بيني جديد براي نشان دادن پياندهاي اجتماعي
برنامه ريزي فرهنگي يك يا چندين ذره بين براي نگاه كردن به جامعه پيامدها و محتويات آن فراهم مي كند و يك دورنماي تازه را فراهم مي كند در پيدا كردن راههاي به :
- مبارزه اجتماعي اخراج در جامعه .
- نبرد " جغرافيايي – هيچ كجا " با فراهم نمودن طرح موقعيت هاي براي توسعه بهترين مكان .
- حمايت از توانمندي اجتماعي در ميان درگيري اجتماعي و مالكيت ابتكاري دولت محلي
- حمايت از خط مشي فرهنگي دموكراسي بوسيله درك بهتر از آنچه مردم انجام مي دهند و مي خواهند انجام دهند .
- حمايت از توسعه مشاركت .
- خط مشي گذاري بر مبناي تحقيقات باپايه و اساس قوي و محكم .
- توسعه و گسترش بيشتر برنامه ها و خدمات در پاسخ به نيازهاي تعيين شده جامعه .
- گسترش ارتباطات و همكاري ميان ART ( صنايع – هنر – استادان ) و ساير گروهها .
- تكامل فرهنگ به جامعه بزرگتر و كارآمد ، افزايش آگاهي از پتانسيل فعاليتهاي فرهنگي و هنري به منظور شركت كردن در توسعه اجتماعي و اقتصادي .
- گسترش ميدان ديدهنرمندان جامعه ، كاركنان فرهنگي و سازماني .
- گسترش دستيابي به هنر و افزايش تعداد مخاطبان
- توسعه امكانات فرهنگي
- نگهداشتن يا افزايش سطوح سرمايه گذاري عمومي و خصوصي براي فرهنگ.
3
انواع مختلف پروژه هاي برنامه ريزي فرهنگي
برنامه ريزي فرهنگي جامع بر اساس جزئيات
برنامه عميق جامعه بر اساس پهناي تعريف شده از درك فرهنگ با اهداف توافق شده در مشاوره اجتماعي
چهارچوب برنامه فرهنگي
برنامه عميق اجتماعي بر اساس پهناي تعريف شده از درك فرهنگ ، از ميان فرآيند درگيري اجتماعي براي توليد يك چهارچوب از اهداف بلند مدت به منظور هدايت تخصصي تر برنامه ريزي در آينده ، گردآوري شده است .
برنامه فرهنگي با تمركز بر نظم غالب واحد
برنامه عميق اجتماعي با تمركز ويژه به عنوان مثال بر روي بخش هنر به تنهايي
ارزيابي فرهنگي اجتماعي يا نقشه برداري فرهنگي
شناسايي جامع و آناليز منابع و نيازهاي فرهنگي اجتماعي بر اساس جمع كردن فرايند مشاوره اي و همكاري حاصل مي شود . اين يك فاز ضروري از هر برنامه ريزي فرهنگي است .
هنرهاي تخصصي شده يا ارزيابي فرهنگي
ارزيابي يك تمركز ويژه به عنوان مثال فشار اقتصادي ، مطالعه احتمال توسعه امكانات ، و پتانسيل توريسم فرهنگي
نتيجه ويژه برنامه
برنامه عميق اجتماعي با تمركز بر موضوع واحد به عنوان مثال دستيابي و تنوع
ناحيه / حوزه ويژه برنامه فرهنگي
برنامه بر اهداف تكميل شده براي يك بخش جغرافيايي از جامعه ( بعنوان مثال درون شهر يا همسايگي شهر)
اجزاي فرهنگ شهري يا ناحيه كلي برنامه ـ عمودي
هنرها ، سنت ها و يا فرهنگ به صورت عمودي به عنوان بخشي از يك برنامه مسلط شهر كامل مي شوند بعنوان مثال يك بخش از برنامه به هنرها ، فرهنگ و سنت ها اختصاص مي يابد .
اجزاي فرهنگ شهري يا ناحيه كلي برنامه ـ افقي
هنرها ـ سنت ها و يا فرهنگ به صورت افقي در ميان يك برنامه غالب شهري كامل مي شوند بعنوان مثال هر بخش از دولت محلي با ملاحظه فرهنگ ، هنر ، سنت ها و ... بعنوان ميانجي براي كمك به دسترسي به اهدافشان.
4
ويژگي هاي كليدي براي برنامه ريزي فرهنگي موفق
برنامه ريزي فرهنگي دامنه عميق و پوياو موقعيتي دارد . مردم ممكن است آنها را به عنوان استراتژي متراكم و تركيبي با بينش بزرگ بدانند . آينده آن مي تواند به عنوان يك پروژه فرايند مذاكره تغيير كند . پهناي آن رشد كند و يا باريك تر و تخصصي تر شود . با اينحال موفق ترين برنامه ريزي فرهنگي ابتكار تقسيم ويژگي هاي كليدي و ارزشي است .
. يك تعريف مكاني از فرهنگ كه بر اساس هنر ، فعاليت ها و ميراث فرهنگي تمركز مي كند .
ارزشهاي فرهنگي و هنري بدين معني كه مذاكره اي است . بين مقامات بالاي مشاغل از هنر و مخاطبان اجتماعي ، بيشتر از تعريف يا پيش بيني بوسيله محصولات هنري ، سازمانها و قدرتمندان به تنهايي .
. درك فرهنگ و توسعه فرهنگي بعنوان منبع توسعه انساني با اهداف وسيع تر از پيشرفت جامعه.
. تمركز بر منابع فرهنگي و اينكه چگونه انها مي توانند براي كمك به دستيابي به اهداف مدني جابجا شوند .
. تمركز بر ساختار شبكه ها ، ارتباطات و استراتژيك بيشتر از امكانات
. رويكردهاي توسعه اجتماعي مانند ساختن وفاق و اجماع ، جداول تكميلي و محكمه ها از زمان پايه گذاري
. فرايندي بر اساس پهناي اجتماعي درگيري و همكاري كه شامل نمايش ( ارائه ) اجتماع و بخش هاي فرهنگي آن ، شهروندان ، صاحب منصبان انتخاب شده و ساير راهبران اجتماعي مي باشد .
. تاكيد بر هويت ، مكان نمايي و غرور( افتخار ) اجتماعي و ميراث فرهنگي .
. بررسي امور تجربي و واقعي اجتماع با ملاحظه نسبت ستاده هاي فرايند و ستاده هاي مورد انتظار .
. دسترسي ( شامل دسترسي فيزيكي و توانايي تهيه كردن ) به فرآيند و ستاده هاي مورد انتظار .
ارائه جوامع گوناگون با جوامع بزرگتر ، چنانچه تعريف شده است بوسيله اخلاق و مدلهاي اجتماعي اقتصادي از نسبت ستاده هاي فرآيند به ستاده هاي مورد انتظار .
. اتصال بين آژانسهاي فرهنگي مختلف ، دولت محلي و اجتماع .
5
زبان
برنامه ريزي فرهنگي يك تمرين پويا و پديداري است . مفاهيم جديد ، فرضيات چالشي هستند و لغات جديد پذيرفته شده مي توانند معاني متفاوتي داشته باشند . براي افراد مختلف و تعداد بسيار زيادي تفاوتهاي جزيي در اگاهيهاي فرهنگي (درك فرهنگي ) وجود دارد .
احترام گداشتن و ارزش گذاري به تفاوتها
تجربيات و فراهم نمودن شانس موقعيت براي مباحثه محترمانه يك اصل كليدي از فرايند برنامه ريزي فرهنگي است . آغاز با درك واژه هاي نظير ، فرهنگ به تصميم گيري مي انجامد. تعاريف در اينجا به عنوان اساس درك اطلاعات بعنوان نقطه آغاز مباحثه فراهم شده است و به معني دورنما يا احاطه همه جانبه نيستند .
فرهنگ آن چيزي است كه فرهنگ پنداشته مي شود . براي افراد شامل – عقايد مشترك ، نسبت ها ، تشريفات ( مذهبي ) و ارزشهاي مردم در مكان و زمان معين است . مهم ترين جنبه .... فرايندي است كه شما استفاده مي كنيد براي رسيدن به تعريف مذاكره ، گزارش مناظر گوناگون از اينكه چگونه مردم فرهنگ را درك مي كنند و مباحثات اجتناب ناپديري كه بوجود مي ايد .
فرهنگ جمع كل اين مبحث است كه مردم فرهنگ را در جامعه خويش چگونه مي دانند ؟ ( پايمر 2002 )
منابع فرهنگي كليه موسسات و فعاليت ها و مردم جامعه با عقايد ، سنت ها ، تشريفات و ارزشهاي مشترك شامل كتابخانه ها ، جوامع تاريخي ، موزه ها ، گالريها ، اركستر سمفونيك ها ، تاتر ها ، پارك هاي عمومي ، گردهمايي اجتماعي ، موسسات آموزشي ، سازمانهاي ورزشي ، مدارس و دانشگاهها ، هنرمندان ، موسيقيدانها ، بازيگران ، نويسيندگان و ... مي باشد .
برنامه ريزي فرهنگي يك فرايند شامل مشورت اجتماعي و تصميم گيري است كه به حكومت محلي براي شناخت منابع فرهنگي و تفكر استراتژيك در مورد چگونگي استفاده از اين منابع براي دستيابي به اهداف مدني كمك مي كند .