در زمان صفویه تشیع ضد وضع موجود ، تشیع وفق وضع موجود می شود. تشیعی که به عنوان یک نیرو در

برابر حاکمیت بود به عنوان یک نیرو در کنار وپشت سر این قدرت می ایستد و از آن جانبداری می کند . کار

و نقشش عوض می شود ، تشیعی که حالت انتقادی به وضع موجود داشت حالا یک رسالت تازه دارد و آن

حالت توجیهی است. عالم شیعی که همواره پرهیز داشت از رابطه با قدرتمندان که برای قدرتمندان یک

اصطلاح مشترک داشت ظلمه ، به سادگی همدست و همگام و هم نشین این قدرتها می شود و در نظر عموم

هم بد نیست .

عالم با تقوا یی که از مفاخرماست(شیخ بهایی ) با او همکار و همراه است جامعه تحمل می کند ، گرچه این

حاکم مانند خلفای بغداد زندگی می کند اما حب علی دارد . حب علی همه چیز را توجیه می کند .حاکم انتقام

حسین را میگیرد .

برای اینکه روایت است و الان هم روایت می شود که محب علی در بهشت است ولو عاصی بر من باشد ، و

مبغض علی در دوزخ ولو مطیع من باشد .

او هم عاصی بر خداست اما محب علی است . دو دستگاه می شود ، دستگاه علی و دستگاه خدا .

گناه می کند و خیانت می کند اما اصلی است که کسی که ولایت مولا علی را دارد سیئات و بدی هاش به

خوبی تبدیل می شود . تشیع تازه ای به نام تشیع صفوی به وجود می آید . همان اصول و عقاید و

شخصیت ها .

دو تشیع داریم تشیع حب و بغض احساسی ، تشیع صفوی تشیع منطق و تحلیل و آگاهی و شناخت ، تشیع

علوی. عالم شیعی بیشتر گرایش به روحانی مذهبی می کند .در اسلام و به خصوص در تشیع از همه قوی تر

شخصیت های دینی را عالم می گوییم .اصطلاح اسلام در مورد دانشمند دینی ، عالم دینی و اصطلاح مسیحی

،روحانی است. روحانی زاهد با تقوا و پاک است نفسش خوب و قدمش سبک است  ، دستش را ببوسی دلت

سبک می شود  ، نمی فهمد     ،اشکالی ندارد  ،  روح دارد.

در اسلام اولیه و در طول تاریخ در ذهن اندیشمند دینی عالم مذهبی وجود دارد . کسی که مذهب را می شناسد

و تخصصش را دارد فقیه ، هم به همین معناست .

کم کم شخصیت هایی که عالم شیعی بودند ضعیف تر شدند و شخصیت هایی در درونشان و کنارشان تقویت

شدند به نام روحانی شیعی .

در طول دوره ی صفویه هم عالم شیعی داریم و هم روحانی. امروز به عالم بزرگ شیعی هم   ، روحانی

می گوییم .

عالم شیعی از کنار مردم برخواست و در کنارسلطان صفوی نشست. تشیع مردمی تبدیل شد به تشیع دولتی.

تشیع علوی بر اساس کتاب و اصالت قرآن و تشیع صفوی بر اصالت مفاتیح الجنان .

تشیع علوی : بر سیره ی رسول و ائمه و تشیع صفوی بر مناقب ذکر مصیبات و کرامات .

تشیع صفوی : اصالت برای شخص پیامبر و در تشیع صفوی اصالت به اسم امام برای نفی پیامبر چون وجه

مشترک صفویه و عثمانی بود.

تشیع علوی: مبارزه ، تشیع صفوی لعن و نفرین.

تشیع علوی تشیع شناختی . درتشیع صفوی محبت بدون شناخت   ، باید امام را پرستید   شناختن برای

صفویه ضرر  دارد .


تشیع صفوی اصالت شخص در مقابل اصالت قبر در تشیع صفوی .

تشیع علوی امام شناسی در مقابل تشیع صفوی امام پرستی .

تشیع علوی علم اسلام در برابر تشیع اصالت تقدس و روحانیت منهای علم .

تشیع صفوی تشیع مشهد در مقابل تشیع مکه . هر طواف مرقد امام رضا هفت هزارو هفتصدو هفتاد حج

اکبر است .

تشیع علوی در طول تاریخ در هر نظام و با هر اسمی وبا هر شکل وطرحی و هر شعاری در برابر ، ستم در

برابر بی عدالتی در برابر حکومت خیانت ،در برابر وضع زندگی ذلت بار، در برابر فریب مذهبی ، تشیع نه

بوده است . و تشیع صفوی تشیع آری بوده است .(دکتر علی شریعتی)