علی در میان پیروان عاشقش نیز تنهاست!

درد علی دو گونه است: یک درد، دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق

سرش احساس می کند، و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه شبهای

خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده...و به ناله در آورده است. ما

تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند.

اما این درد علی(ع) نیست؛

دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است،«تنهائی» است، که ما آن را نمیشناسیم!

باید این درد را بشناسیم نه آن درد را؛

که: علی درد شمشیر را احساس نمیکند

و ما

درد علی را احساس نمی کنیم.


مصلح زمانه ما٬ شيعه بودن را تنها در تجليل٬ تعظيم٬ مدح٬ منقبت و لفاظی های

شاعرانه و توجيهات صوفيانه از علی نمی داند:

« تشيع علی را با تملق علی عوضی گرفته ايم!!

و اين است که شب و روز٬ مدح و منقبت علی را می گوييم و علی به دادمان نمی رسد


======================

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است
 .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین
مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش
کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا
در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا
موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌
آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
.. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
احسنت …! ”
 گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش
نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .