فرهنگ توصیفی مدیریت (ادامه)
۱-تصميم گيري (Decision-making)
تصميمگيري يعني ترسيم اهداف و وظايف كلي، عرضه نوآوريها و تغييرات و ايجاد زمينه مناسب براي پذيرش و اجراي آنها، توسط كاركنان و مديريت سازمان، مقبوليت تصميمات در زمينه موضوعات گوناگون، به وسيله تفسيرها و مصوبه ها در چهارچوب اهداف كلي و جاري ساختن تصميمات پيرامون مباحث خاص و تخصصي براي اجتناب از بروز تداخل و مغايرت با ساير تصميم گيريها در سازمان. تصميم گيري همچنين دو عنصر ديگر را نيز در بر مي گيرد.
رهبري و استيلا، اختيار صرف، بعدها كوشش در جهت وابستگي شديد به سازمان و باقي ماندن در آن نيز جزيي از اين مجموعه به شمار آمد كه البته مستلزم هيچگونه شكل عملي كار نيست22.
- كليه تصميم گيريهاي عمده يك موسسه را مي توان به سه بخش:
1 – تصميمات استراتژيك
2 – تصميمات اداري
3 – تصميمات عملياتي
تقسيم كرد.
1 – تصميمات استراتژيك: تصميماتي مي باشند كه ارتباط بين موسسه و محيط آنرا مطرح مينمايند.
2 – تصميمات اداري: سازمان دادن به منابع سازمان براي دستيابي به حداكثر عملكرد سازماني.
به بيان ديگر تصميمات مربوط به چگونگي دستيابي به منابع سازماني وبهبود آنها را تصميمات اداري مي گوئيم. تصميمات اداري ساختار سازمان، مسئوليت و اختيار و جريان اطلاعات و كانالهاي توزيع را مشخص مينمايد.
3 – تصميمات عملياتي: بيشترين مقدار انرژي و توجه موسسه را به خود جلب مينمايد و هدف آن بالا بردن كارآيي و افزايش ميزان و بهرهوري تشخيص منابع بين واحدهاي سازماني و برنامهريزي توليد نظارت و كنترل، بازاريابي و تحقيق و توسعه از جمله تصميمات عملياتي محصوب ميگردد30.
- تصميمگيري: فعاليت يا فرآيند گزينش يك اقدام از ميان چند راه ممكن21.
- تصميمگيري: عبارت است از انتخاب مناسب ترين راه حلها، براي انجام امور سازمان و در جهت تحقق هدفهاي سازماني7.
آخرين ملاك مهم مديريت شركت فعال در تصميمگيري است، يعني ارزشيابي و گزينش راه حلها، در موقعيتهاي پيچيده اي كه غالبا توام با ريسك و عدم اطمينان است.
تصميمگيري همه جوانب مادي، مالي، انساني را شامل ميشود. عمل تصميم گيري بسيار اهميت دارد، و موفقيت در مديريت به اتخاذ تصميمات درست و مقتضي وابسته است2.
- تصميمگيري فراگردي است كه طي آن شيوه عمل خاصي، براي حل مسئله يا مشكل ويژه برگزيده مي شود (استونر 1982)، در اين تعريف به دو مفهوم گزينش و حل مسئله (يا مشكل گشائي) اشاره شد كه نياز به توضيح و تعريف دارند. عمل گزينش اشاره ميكند به مجموعه فعاليتهاي محدودي كه براي انتخاب راه حلي از ميان شقوق راه حلها صورت ميگيرد، بنابراين گزينش جزئي از عمل تصميمگيري است2.
- سايمون تصميمگيري با مديريت مترادف مي داند و معتقد است كه فعاليت و رفتار سازماني شبكه پيچيدهاي از فراگردهاي تصميمگيري است. منظور از تصميمگيري تحت تاثير قرار دادن رفتار و عملكرد افرادي است كه اجراي عمليات سازمان را برعهده دارند2.
- تصميمگيري فعاليت و رفتاري است كه در تمام وظايف و فعاليتهاي مديريت نافذ است، ولي كل مديريت نيست، زيرا فقط يكي از شيوهها و طرقي است كه مديران به وسيله آن ميتوانند تحقق موثر اهداف سازماني را ميسر سازند2.
۲-تصمیم گیری Decision Making
عبارت است از انتخاب یک راه از میان راههای مختلف ،همان طور که از این تعریف مستفاد
می شود کار اصلی تصمیم گیرنده دریافت راههای ممکن و نتایج ناشی از آنها و انتخاب اصلح از میان آنهاست، و اگر وی بتواند این انتخاب را به نحو درست و مطلوبی انجام دهد و تصمیمات او مؤثر و سازنده خواهند بود .تصمیم گیرنده ممکن است با توسل به قدرتهای ماوراءالطبیعه ،تجربه ،اشراق ،یا اتفاق و تصادف ، تصمیم گیری را انجام دهد.(1)
*- تصمیم گیری ، قسمت اصلی و بدنۀ اجرای وظائف مدیریت است. اچ .ای .سیمون دانشمند معروف ، دربارۀ مدیریت تصمیم گیری می گوید:تصمیم گیری چهار مرحلۀ اصلی را در بردارد :
1- یافت موقعیتهای مناسب برای اتخاذ تصمیم .
2- یافتن روشهای مناسب برای اتخاذ تصمیم .
3- انتخاب بهترین روش اتخاذ تصمیم .
4- ارزیابی تصمیم اتخاذ شده .
*- مرحلۀ اوّل :هوش و ذکاوت ، یافتن موقعیت و شرایط محیطی لازم و مناسب برای اتخاذ تصمیم.
*- مرحلۀ دوّم :طراحی و یابوجود آوردن روشهای مناسب و تجزیه و تحلیل حالتهای مختلف اجرای عملیات ، شامل درک مشکل برای ارائۀ راه حل ها و آزمایش آنها جهت برآورد هزینه ها.
*- مرحلۀ سوم :انتخاب بهترین روش اتخاذ تصمیم و یا یافتن حالتهای موجود و انتخاب حالت بهینه و بکارگیری آن .
*- مرحلۀ چهارم :تجدید نظر و یا ارزیابی تصمیم اتخاذ شده.(1)
*- تصمیم گیری موجبات حلاجی امور سازمان را فراهم نموده و گره گشایی مشکلات موجود را موجب می شود .
بدین معنی که در سازمان جهت حل یک مشکل ، راه حل منطقی با توجه به امکانات ، ازمیان طرق مختلف در مورد موضوعی انتخاب می گردد .قبل از انتخاب راه حل ، لازم مینماید که ، تجزیه و تحلیلی از راه حلهای مختلف بعمل آید .
از تصمیم گیری باید یک نتیجۀ مطلوب عاید شود ، تابدان وسیله سازمان بتواند به خواسته های خود
جامۀ عمل بپوشاند.(2)
تصميمات غير معمول unordinary Desison
بر عكس تصميماتي است كه با مشكلات مسائل غير عادي و جديد سروكار دارد ملاك غير معمول بودن تصميمات سازماني، عدم تكرار آنها، جديد بودن و فقدان رويههاي معين براي اتخاذ آنها است بسياري از مشكلات مديران ردههاي بالاي سازمانها مستلزم تصميمات غير معمول است در سلسه مراتب سازمان هرچه رده مديران بالاتر باشد بايد قابليت و توانائي بيشتري براي تصميم گيري غير معمول داشته باشد.
تصميمات معمول Ordinary Desison
مطابق با عادات، قواعد، يا رويههاي معيني اتخاذ ميشوند، تصميماتي است مبني بر خط و مشيها، رويهها و مقرراتي كه براي تسهيل كار سازمان پيشاپيش وضع ميشوند و استفاده از آنها ضمن تسهيل جريان امور موجب ميشود مديران و كاركنان سازمان به جاي پرداختن به مسائل تكراري و عادي وقت و انرژي خود را به فعالتيهاي ديگر يا حل مسائل جديد اختصاص ميدهند.
تصميمگيري سازشي Compromise Decision making
تصميمگيري سازشي- تصميمگيري مذاكرهاي نيز ناميده ميشود. بواسطه تفاوت در ارزشهاي فرهنگي انتظارات نقش يا علائق موجود در افراد مدير در استفاده از استراتژي خاصي براي درگيري با تعارض اطمينان خاطر ندارد. در اين قبيل موارد، ممكن است فردي يا گروهي از نقطهنظر استراتژيها و هدفها و يا هر دوي آن (مثال در چك و چانهزني معلمان) در مقابل فرد يا گروه ديگري قرار گيرد. در چنين مواردي گروه مذاكره كننده متشكل از نمايندگان متناسب و رئيسي است كه بيطرف فرض ميگردد و هر فرد نمايندگي دسته خود را دارد، معمولاً فرايند گروه شامل ارتباط منظم، رويه رايگيري رسمي و برخوردهاي تحليلي است و حالت عاطفي ممكن است از خصومت به صراحت به وساطت به رضايت، با اين اميد كه يكنوع توافق يا سازش فراهم شود تغيير پيدا كند.
بطور فزايندهاي مديران مدارس تشويق ميكردند كه در تصميمگيريهاي خود، چه در تعارض ميان- گروه مرجع (معلمان در برابر هيئت آموزش و پرورش، والدين در برابر معلمان) و چه در تعارض در گروه مرجع (يك گروه اجتماع در برابر گروه ديگر اجتماع، يك گروه معلم در برابر گروه ديگر، يك گروه دانشآموز در برابر گروه ديگر)، بيشتر از نوع سازشي استفاده نماييد. 5
تصميمگيري كاوشي (خلاق) Heuristic Decision
در تصميمگيري كاوشي يا خلاق تأكيد كمتري به ساختار سلسله مراتب ميگردد. براي هر فرد در رابطه با حالت مسالهاي به منظور كاوش همه نظراتش، جو آزادي به وجود ميآيد. با تعريفي كامل، باز و بدون قيد و شرط از مساله- همچنين ايجاد شقها- فرايندها مشخص ميگردد و به محيط عاطفي اجتماعي بدون تنش و حاكي از گشودگي، اصالت، و خشنودي تأكيد ميگردد. كاركردن با دانشآموزان و معلمان در حل مسالهاي مربوط به برنامههاي درسي ميتواند مثالي از تصميمگيري كاوشي باشد، بويژه در صورتيكه در آن، روش از پيش توافق شدهاي موجود نباشد. 5