الگوي (نظام) نيازسنجي هوستون[1]

اين الگو توسط دانشگاه هوستون با همكاري مركز بهبود نظام‌هاي آموزشي تگزاس تدوين شده و در طي سال‌هاي 80-1975 در شش منطقه آموزشي به مرحله آزمايش گذاشته شد. اين الگو مبتني بر مفروضات اساسي زير است:

1- تعهد واقعي براي نيازسنجي وجود دارد.

2- بيشتر افراد علاقمند به مشاركت هستند. بسياري از افراد براي بيان عقايد و نظراتشان و نيز فراهم‌سازي داده‌هاي لازم براي فرايند تصميم‌گيري، علاقه‌مندي نشان مي‌دهند.

3- تحليل داده‌ها، قصد و نيت پاسخ‌دهندگان را روشن مي‌كند. تمام گروه‌هاي ذيربط (مرجع) در سطح جامعه محلي اين فرصت را دارند كه نظراتشان را بيان كنند، ابزارهايي كه در مطالعه نيازسنجي مورد استفاده قرار مي‌گيرند، معتبر هستند و تفسير متعاقب آن، قصد اصلي پاسخ‌دهندگان را روشن مي‌كند.

4- گروه‌هايي كه در نيازسنجي مشاركت مي‌كنند، متنوع هستند. به اين دليل جهت‌گيري‌ها، برداشت‌ها، اميدها و نگراني‌هاي آنان نيز متفاوت است. از اين رو فرايند نيازسنجي با توجه به چنين تنوعي به مرحله اجرا درمي‌آيد.

5- تصميمات برمبناي توافق اتخاذ مي‌شود. بنابراين الگوي هوستون بر توافق ميان افراد مبتني است.

6- نمونه‌اي از رفتار و نظرات بيشتر منعكس‌كننده‌ي نظرات و رفتار كل گروها است. براي چنين منظوري بايد نمونه‌گيري كرد.

7- نيازسنجي يك فرايند نوسازي و اصلاح مداوم است.

مراحل الگو

اين الگو مشتمل بر مراحل زير است:

مرحله 1: شامل روش‌هايي براي حصول به تعهد دروني در خصوص سنجش نيازها است. براي اين منظور سعي مي‌شود از روش‌هاي گوناگون براي ايجاد تعهد دروني در شركت‌كنندگان اقدام شود. اين مرحله خود به مراحل فرعي آگاهي بخشيدن، سازماندهي تيم پروژه و جلساتي براي معرفي پروژه تقسيم مي‌شود.

مرحله 2: در اين مرحله تعيين فردي براي ايجاد هماهنگي در پروژه، تشكيل كميته مشورتي و تصريح قلمرو موردنظر از وظايف اصلي به شمار مي‌رود.

مرحله 3: در اين مرحله آموزش و سازماندهي كميته مشورتي مدنظر قرار مي‌گيرد. در اين مرحله فعاليت‌هاي مختلف از انتخاب رئيس كميته محلي گرفته تا تعيين دستور جلسات، فعاليت‌هاي ضروري كه بايد در جلسات كميته مدنظر قرار گيرد و .... انجام مي‌شود.

مرحله 4: سنجش نيازها براساس نظرات مدنظر قرار مي‌گيرد و پيشنهادهايي براي انتخاب گروه‌هاي پاسخ‌دهنده، ابزارها، اجرا و تجزيه و تحليل داده‌ها مورد توجه قرار مي‌گيرد.

مرحله 5: سنجش و اندازه‌گيري نتايج برنامه‌هاي فعلي مورد توجه است. براي اين كار (سنجش شرايط فعلي برنامه‌ها) از آزمون‌هاي استاندارد به همراه ساير ابزارهاي مرتبط استفاده بعمل مي‌آيد.

مرحله 6: مرحله‌اي است كه در آن شناسايي نيازها و اولويت‌هاي برنامه جديد، هدف اصلي را تشكيل ميدهد. براي اين منظور شكاف‌هاي موجود بين نيازهاي درك شده و نتايج فعلي مشخص و فهرست مي‌شود و نيازهاي مهم و داراي اولويت بيان مي‌گردند.

مرحله 7: در اين مرحله مجموعه ويژگي‌ها و صلاحيت‌هايي كه كاركنان مدرسه بايد متناسب با موقعيت محلي دارا باشند، شناسايي مي‌شود. صلاحيت‌هاي آموزشي و اداري به طرق مختلف مورد بررسي و بازبيني قرار مي‌گيرد.

مرحله 8:‌ در اين مرحله صلاحيت‌ها و شايستگي‌هاي مهم با اولويت‌هاي برنامه انطباق داده مي‌شود.

مرحله 9: در اين مرحله سعي مي‌شود جهت ارائه اطلاعات به تصميم‌گيرندگان و گروه‌هاي مرجع در جامعه محلي ابزارهاي مناسبي مورداستفاده قرار گيرند، به عبارت ديگر مسئله اساسي در اين مرحله انتشار وسيع اطلاعات حاصل از نيازسنجي مي‌باشد.

مرحله 10: عبارت است از تدوين برنامه‌اي براي سنجش مداوم نيازهاي آموزشي وانجام اصلاحات لازم بر مبناي اين سنجش.



[1] . Houston Needs Assessmant System.(HNAS)