فقر
|
فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ......
فقر ، چيزي را "نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول
نيست ..... طلا و غذا نيست .......
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش
نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ، كه روزنامه
هاي برگشتي را خرد ميكند ......
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن
يادگاري نوشته اند .....
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به
خيابان انداخته ميشود .....
فقر ، همه جا سر ميكشد ........
فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن
نيست ..
فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن
است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 10:23 توسط mehdi_mosad@yahoo.com
|