بوم شناسی فرهنگی                                                 Cultural ecology

بوم شناسان فرهنگی تلاش داشته است تا مفاهیم نظام و روابط بوم شناختی را در محاسبه انسانی به خدمت گیرد و جوامع کوچک برای رفع همه یا اکثر نیازهای روزانه خود به منابع بومی خود
متکی هستند. از بوم شناسی فرهنگی تعاریف متعددی ارائه شده است از جمله بوم شناسی فرهنگی مطالعه انواع فرایندهای سازگاری است که ماهیت جامعه و شمار غیرقابل پیش بینی ویژگی های فرهنگی به دلیل شیوه های مختلفی که انسان از یک محیط مشخص بهره می برد، تحت تأثیر قرار می گیرد. بوم شناسی فرهنگی معاصر توجه خود را به این موضوع معطوف کرده است که مردم چگونه کار می کنند و کارها را به چه میزان، چه مدت و با کدام الزامات انسانی و محیطی انجام می دهند.
بوم شناسان فرهنگی مدعی اند که قابلیت ها و الزامات منابع اصلی، و محیط بومی که یک گروه
استفاده می کند در تعیین ویژگی های خاصی از آن جامعه بسیار حائز اهمیت است: اینکه رژیم
غذایی آن چیست، اقامتگاه ها در کجا واقع شده اند، جشنواره ها و آیین ها چگونه پدید می آیند، نحوه مبادله کالاها و خدمات به چه شکل انجام می شود، به چه نحو کار زراعت سامان می یابد، از چه
فناوری هایی استفاده می شود و نظایر این

به حداکثر رساندن مطلوبیت               Utility maximzers

در نظریه تولید کننده، گاهی مدیر یک بنگاه با توجه به قید حداقل سود سعی در به حداکثر رساندن مطلوبیت خود می کند. به عبارتی دیگر، هدف مصرف کنندگان آن است که منابع یا درآمد محدود خود را در حال و آینده، به گونه ای خرج کنند که بتوانند به بالاترین سطح خشنودی ممکن یا مطلوبیت کل دست یابند.

به هم پیوستگی                                                                  Corporateness

احساس تعلق به گروهی از افراد که شیوه نگرش مشابهی با شیوه نگرش خود شخص دارند.

بهبود عملکرد مستمر     Continues performance improvement

انجام تمامی تغییرات سازمانی و شروع بهبود عملکرد با تک تک آدم ها شروع می شود. با توجه به زمان بریورن تغییر تطبیق با آن نیز نسبتاً تدریجی است. برای تداوم اثربخشی مطلوب دائماً رفتارتان را با تمامی تغییرات ریز و درشت مرتبط با کارتان منطبق کنید. عمل به این موضوع معنی بهبود عملکرد مستمر است و مفهوم آن این است که مدیر و رهبر در یک سازمان باید در جلو و همسو با موج حرکت کند.

بهره                        Interest          

قسمتی از درآمد ملی که به صاحبان سرمایه تعلق دارد

 بهره وری سازمانی                     Organizational productivity

بهره وری سازمانی میزانی است که سازمان براساس آن باید بتواند به هدفهای مورد نظر و تعیین
شده نائل آید که به صورت ضمنی در برگیرنده تعداد زیادی از متغیرها در سطح سازمان و دوایر تابعه است.

بهره وري- بازدهي- بهره‌دهي                  Productivity

ـ قدرت توليد

ـ مقدار توليد يك شخص يا يك كارگر در يك واحد زماني معين

ـ ميزان و قدرت توليد يك واحد توليدي

-مجموعه کارایی و بهره وری

بی ثباتی اجتماعی                                                 Social instability

شرایطی اجتماعی که در آن عناصر تشکیل دهنده در حالت عدم تعادل، ناپایداری و تعارضند.


بی سازمانی اجتماعی (سازمان شکنی اجتماعی)

Social disorganization

بی سـازمانی نتیجه امحاء یا فقدان سازمان است. بی سازمانی می تواند جهاتی خاص از
حیات در جامعه را شامل شود، نظیر: فقدان یکپارچگی، وجود تضاد بین گروهها، بی سازمانی فرایند یا نتیجه حاصل از ضعف، گسست یا اضمحلال سازمانهای اجتماعی است. توماس (W.I.Thomas) وزنانیخی (F.zneniecki) معتقدند. سازمان شکنی اجتماعی را می توانیم به طور خلاصه، کاهش
تأثیر مقررات موجود بر رفتار اجتماعی اعضای گروه تعریف کنیم. برخی بر تغییر به عنوان عامل
بی سازمانی اجتماعی تأکید دارند، برخی دیگر از دیدگاه گسست در ارزش های اصلی و معیارها بدان
می نگرند.

بی هنجاری                                                                             Anomie

وضعیت و حالت بی هنجاری و بی ریشه شدن رفتارها هنگامی رخ می دهد که انتظارات فرهنگی با واقعیت های اجتماعی ناسازگار است.

بیکاری اصطکاکی                         Frictionul (underemployment)

بیکاری که ناشی از اختلالات موجود در سیستم اقتصادی است. این اختلالات به علت عدم تحرک نیروی کار, عدم وجود اطلاعات کامل در مورد فرصت های شغلی و به طور کلی عدم توانایی سیستم اقتصادی برای ایجاد شغل و فرصت های مناسب کاری است. یک نوع رایج این بیکاری, شامل افرادی است که شغل قبلی خود را از دست داده و به دنبال شغل جدید هستند.


بیکاری پنهان

Disguised unemployment (underemployment)   

به حالتی گفته می شود که منابع تولیدی استخدام شده در کارآفرین طریق مورد استفاده قرار نمی گیرد.

بیکاری سرسخت                                 Hard core unemployment

منظور بیکاری افرادی که فاقد تحصیلات و مهارت های لازم در دنیای اقتصادی امروز هستند. این افراد معمولاً شامل برخی گروههای اقلیت مانند سیاهپوستان و مکزیکی تبارها در آمریکا, افراد خیلی پیر و از کار افتاده و افراد خیلی جوان.

بیگانگی                                                                        Alienation

احساس اینکه توانایی های ما، به عنوان انسان، به وسیله موجودات دیگری در اختیار گرفته شده است. این اصطلاح در اصل به وسیله مارکی برای اشاره به فرافکنی قدرتهای انسانی به خدایان به کار برده شده او بعدها این اصطلاح را برای اشاره به از دست دادن کنترل کارگران بر فرایند کار و به محصول کارشان به کار برد.

بیماری هزینه بومول                                   Baumol is cost disease

کارل مارکسی و دیگر صاحب نظرات اقتصد کلاسیک، از غیر مولد بودن فعالیت های هنری و فرهنگی بحث می کنند و نقش برخی مشاغل فرهنگی در فرایند تولید را غیر مولد می انگارند. اولین تحلیل اقتصادی از فرهنگ که اصل غیر مولد بودن فعالیت های فرهنگی را مورد تأکید قرار می دهد، مطالعه ی ویلیام بومول و ویلیام بوین است که پس از مرگ آنها به قانون بومول یا «بیماری بومول» معروف شد.

در تحلیل بومول و بوین، رشد و توسعه در دو حوزه ی متفاوت اقتصاد و فرهنگ ایجاد می شود، اما سرعت و گونه ی حرکت در این دو حوزه متفاوت است. حوزه ای اقتصاد به شکل های متفاوت تابع تولیدی قابل توجهی ایجاد می کند و موجب رشد است. در کنار این بخش پیش رو، فعالیت هایی قدیمی وجود دارد که با اتکا بر تکنولوژی ایستا و قدیمی به تولید کالا ادامه می دهد. فعالیت های هنری و فرهنگی از این نوع هستند. این گونه فعالیت ها، به ناچار، کارکرد تولیدی کاملاً بسته ای دارند، زیرا در آنها برخلاف فعالیت صنعت، نمی توان اصل جای گزینی کار و سرمایه را مطرح کرد. این بخش فرهنگی و هنری رشته ای کاربر است که نیروی کار بسیار ماهر آن نمی تواند بهره وری خود را افزایش دهد و تنها می تواند به صورت حاشیه ای و مختصر، سودی از تولید هنری در سطح اداری و مدیریت به دست آورد که به هر حال سودی ثانوی است و نمی تواند تفاضل بهره وری خود را بهره وری بخش پیش رو پر کند. در تحلیل بومول، فرهنگ سرباز فعالیت های اقتصادی تلقی می شود و تا حد تجملات تنزل می یابد. کمک به این بخش نیز به معنای صفر بودن رشد اقتصادی آن است. آنچه امروزه اقتصاد فرهنگ نامیده می شود بر این تحلیل استوار است.

بین فرهنگی                                                                 Cross cultural

مقایسه داده هاست بین چند فرهنگ، مخصوصاً در جامعه شناسی مقایسه ای و مردم شناسی مطمح نظر قرار می گیرد.

بینش فرهنگی                                                    Cultural insight

یعنی انسان به زندگی از روزنه فرهنگی نگاه کند، یعنی طرز تلقی اش از زندگی و هستی و
نگرش اش در زندگی فرهنگی باشد.