مقاله:مباني فرهنگي بيمه در اسلام
1ـ بيمه و تدبير
تدبير در معيشت و زندگي، يكي از عوامل موفقيت انسان بهشمار ميرود. 2 برخي افراد به دليل اعتقادات مذهبي خاص از امور دنيايي خويش غافل شده، مراتب را برعهده قضا و قدر ميگذارند و نقش تدبير را ضعيف قلمداد ميكنند. برخي نيز بر اثر كجانديشي تنها به امور آخرت ميپردازند و رسيدگي به امور دنيا را غيرموجه ميشمارند و دين را تنها متكفل امور آخرتي ميدانند. امام صادق(ع) در نفي اينگونه عقايد ميفرمايد : «ليس منا من ترك دنياه لاخرته و لا آخرته لدنياه» (هر كس دنياي خود را به خاطر آخرت و يا آخرت را بهخاطر دنياي خود ترك نمايد از ما نيست.) و همچنين از حضرت علي(ع) نقل شده است كه : براي دنياي خود چنان (تدبير و) كار كن كه گويي هميشه زندهاي و براي آخرت خود چنان كن كه گويي فردا وقت مردن تو است. 3
انسان مؤمن از خداوند درخواست زندگي نيكو دارد كه در آن همه نيازهاي معيشتي او فراهم گردد. مسكن و لباس و تغذيه مناسب و كافي از ضروريات زندگي است4 و براساس تعاليم اسلامي داشتن يك زندگي، كه در آن نان و آب5، لباس و پوشاك، مسكن و وسايل رفاهي هر فرد به قدر كفايت مهيا باشد، از اهداف عالي حكومت اسلامي است. 6
خداوند از نعمتهايي چون انگور، زيتون، خرما وميوههاي مختلف7 و گوشتهاي تازه دريايي8 و شير چهارپايان9 و عسل زنبورها10 مثال زده و آنها را براي استفاده در اختيار انسان قرار داده است. 11
در روايات نيز از نان12، گوشت، شير13، انواع ميوه ها، سيزيجات، دانههاي گياهي، عسل14، روغن زيتون15 و ... بهعنوان وسايل تأمين و ازدياد قوه16 جسماني ياد شده و سفارش شده است كه انسان مؤمن و متمكن بايستي اين غذاها را براي خود و عيالش تهيه نمايد. 17
علاوه بر آن بايستي از امكانات لازم براي پذيرايي از مهمان18 و مسكن مناسب19 و هزينههاي لازم براي آرايش و زينت20 برخوردار باشد. و يك زندگي مطلوب از نظر ائمه (علي) آن است كه رفاه و آسايش در آن موجود باشد.
چنان كه امام باقر(ع) ميفرمايد، «اسئَلُكَ اللّهُمَّ الرَّفاهِيَّه في مَعيشَتي ما اَبقَيتَني» خداوندا رفاه و آسايش در زندگي را تا زماني كه زندهام نصيب من بساز. 21)
سفارش آيات و روايات به استفاده از مواهب و نعمتهاي الهي، تأمينم مسكن براي خانواده و فراهم نمودن وسايل رفاهي در حد كفايت (بدون اسراف)، نشان ميدهد كه دين مبين اسلام درصدد ايجاد جامعهاي متشكل از افرادي متدين و همراه با سلامت جسمي و رواني است و در همين راستا علاوه بر تعيين وظيفه براي مسؤولان جامعه به وظايف فردي اشخاص نيز توجه ويژه مبذول داشته است.
1-1ـ تدبير در زندگي فردي
در اينجا به چند مورد از تذكرات و رهنمودهاي ائمه (ع) در مورد بهكار بستن تدبير در امور اقتصادي اشاره ميكنيم :
ـ هرگاه خداوند نسبت به بنده خود اراده خير داشته باشد، به او ميانهروي و تدبير نيكو الهام ميكند و از تدبير بد و اسراف او را دور ميسازد.22
ـ آفت (امور) زندگي، تدبير بد است. 23
ـ تدبير بد كليد فقر است. 24
ـ از فقر بر امت خود هراسي ندارم، اما بر آنها از سوء تدبير هراسناكم.25
از اين روايات بهخوبي مشهود است كه بسياري از موارد هلاكت انسانها و نابسامانيهايي كه در زندگي فردي اشخاص ايجاد ميشود بهدليل تدبير بد خود آنهاست، و حتي خداوند هم به دعاي آنان توجهي نميكند و در همين زمينه سخن امام صادق (ع) بسيار بامعنا است كه ميفرمايد : اگر كسي سي يا چهل هزار (دينار يا درهم) داشته باشد و همه را در راه صحيحي خرج كند بهطوري كه تهيدست شود يكي از آن سه نفري خواهد بود كه دعايشان مستجاب نميگردد. راوي ميگويد : قربانت گردم آنها كيستند؟ فرمود : اول مردي كه مالي را كه خداوند به او عطا كرده خرج كند و بگويد خدايا به من روزي بده، جواب آمد مگر روزي تو را ندادم؟ دوم مردي كه (به دليل بدي همسر) به او ستم كند و نفرين نمايد. خداوند ميفرمايد : «مگر طلاق او را به دست تو ندادم؟» سوم مردي كه در خانه بنشيند و دعا كند كه خدايا روزي مرا برسان خطاب شود مگر راه تحصيل روزي را در اختيارت نگذاشتم؟26
2-1ـ تدبير در زندگي از ديدگاه برخي دانشمندان
ابوعلي سينا معتقد است كه براي مرد بهترين زيبايي آن است كه تأمين معيشت خود را از راهي بطلبد كه به اصول عفت و رفق نزديكتر و از حرص و طمع آشكار دور باشد و درآمد خود را به سه بخش تقسيم نمايد : بخش اول را به مصرف شخصي، بخش دوم را پسانداز و بخش سوم را به انفاق و مصارف عام اختصاص دهد.27
همچنين خواجه نصيرالدين طوسي در اين زمينه ميگويد : اكتساب مال به تدبير منوط است و عاقل بايستي از پسانداز و ذخيره اموال و اقوات غافل نباشد و در موقع خرج و انفاق كردن از اسراف بپرهيزد و ازسوء تعبير احتراز نمايد. يعني چنان نباشد كه برخي اوقات بيش از حد معمول و بعضي اوقات كمتر خرج نمايد.28 در كتاب «نفائس الفنون في عرايس العيون» آمده است كه حفظ مال به سه شرط صورت پذيرد : اول آنكه خرج كمتر از دخل يا مساوي او بود؛ دوم آنكه در چيزي كه تميز آن معتذر باشد، همچون ملكي كه از عمارات آن قاصر ماند يا جوهري كه راغب آن كمتر اتفاق افتد، صرف نكند؛ سوم آنكه رواج كار طلبد و سود اندك را چون متواتر باشد، بر منافع بسيار كه بر سبيل اتفاق بود اختيار كند.
و عاقل بايد از ادخار (ذخيره نمودن) اقوات و اموال غافل نباشد تا در اوقات ضرورت و تعذر اكتساب مانند قحط و نكبات و ايام امراض و آفات صرف كند. 29
3-1ـ آثار فقدان آيندهنگري
داشتن هدف و تلاش براي آينده بهتر را آيندهنگري گويند. فقدان آيندهنگري باعث ايجاد فقر ميشود و از هدايت نيروها و امكانات هرچند اندك بهسوي آينده بهتر جلوگيري ميكند.
متأسفانه در جهان سوم آيندهنگري جاي خود را باز نكرده و مردم تنها به امروز ميانديشند و فردا را از ياد ميبرند. وقتي آيندهنگري در جامعه به صورت يك فرهنگ در نيايد، نيازمنديهاي امروز، آينده و منابع را نابود ميكند، چرا كه چنين ملتي سرمايهگذاري صحيح نميكند، نظم و انضباط اجتماعي ندارد، فرصتها را از دست ميدهد، مصرفكننده ميشود، در كارها به درستي انديشه نميكند و رفاه زودگذر را بر سرمايهگذاري درازمدت ترجيح ميدهد. 30
1-3-1ـ تقدير معيشت در روايات
مفهوم تقدير معيشت هماناندازه قرار دادن و تدير نمودن در امور معيشت (زندگي) است. در روايات آمده است كه امور شخص مسلمان بدون تفقه در دين و تقدير بر معيشت و صبر بر مشكلات اصلاح نخواهد شد. 31
با درنظر گرفتن همه رواياتي32 كه در اين زمينه وارد شده درمييابيم كه معيار تقدير معيشت نسبت به زمانها و شرايط مختلف تغييرپذير است.بهطور مثال، زماني در شهر مدينه عرضه گندم كم شد و قيمت آن بالا رفت.معتب، خدمتكار حضر امام صادق(ع) چنين نقل ميكند : حضرت از من پرسيدند : اي معتب چقدر ذخيره گندم داريم؟
ـ گفتم آنقدر هست كه ماههاي زيادي ما را كفايت ميكند.
ـ آن را خارج نما!
ـ يا بن رسولالله (ص) در مدينه طعامي وجود ندارد.
ـ آنها را بفروش!
بعد از آنكه آنها را فروختم، حضرت فرمود :
روزبهروز گندم بخر و غذاهاي خانواده مرا نصف گندم و نصف جو قرار بده. خدا ميداند كه ميتوانم غذاي آنان را از گندم تنها قرار دهم اما دوست ميدارم كه خداوند ببيند مرا كه تقدير معيشت را بهخوبي رعايت ميكنم.33 علاوه بر اين امام صادق (ع) به كار و اقتصاد تنها براي رفاه خود نميانديشيد و درصدد پويايي اقتصاد و جامعه بود و از همين رو در روايتي از ايشان آمده است كه راوي (محمد بن عذافر) ميگويد : حضرت به من هفتصد درهم تحويل داد و فرمود در كاري صرف كن (گرچه) من نسب به آن ولع و گرفته و صد دينار سود به دست آوردم.روزي در طواف (با حضرت برخورد نموده) و عرضه كردم فدايت شوم خداوند صد دينار روزي نمود. حضرت فرمود ضميمه سرمايه كن.34 اين روايتها نشان ميدهد كه اندازه قرار دادن براي دخل و خرج و به كار انداختن سرمايه و ايجاد شغل از مواردي است كه در شرع مقدس اسلام بر آنها تأكيد گرديده است.
امام (ع) تقدير معيشت را در آن مي بيند كه در زمان كمبود طعام در شهر، قوت عيال خود را مخلوطي از گندم و جو قرار دهد و طبق روايات ديگر يكي از موارد تقدير معيشت آن است كه مرد از انواع نعمتها براي عيالش تهيه نمايد35، اما نكته مهم تبيين نقش تدبير در زندگي فرد مسلمان است كه نسبت به كار انداختن سرمايه و دخل و خرج مناسب كوتاهي نكند و در شرايط مختلف تصميم مقتضي را بگيرد تا بر اثر سوء تدبير به هلاكت نرسد.36
2-3-1ـ تدبير، آيندهنگري و حوادث
تدبير و آيندهنگري اقتضا ميكند انسان در مدار زندگي هرگز از حوادث و خطرها غافل نباشد. اميرالمؤمنان (ع) ميفرمايد : «لِكُلِّ امْرءٍ في مالِهِ شَريكانِ اَلْموارِثُ وَالْحُوادِثُ»37 وارث و حوادث روزگار دو شريك در اموال و زندگي هر شخص ميباشند و اگر او بتواند با حسن تدبير چنان كند كه بار هزينه حوادث كم گردد و در حقيقت از يك خسارت غيرقابل برنامهريزي جلوگيري كند، از موارد حسن تدبير بهشمار ميآيد.
در اين زمينه سخن مقام معظم رهبري (مدظله العالي) بسيار جالب است كه ميفرمايد :
طبيعي است كه حوادث هميشه در كمين اشخاص است. در كمين عمرها (در كمين) زندگيهاي آرام و سالم و هم در كمين فعاليتهاي اقتصادي تجاري است. كسي نميتواند اين طور فرض كند كه در هر شرايطي كه كشور باشد با هر نظمي و با هر دقتي در اداره امور، حادثه اي پيش نخواهد آمد. حادثه براي كشتي، تجارت خانه، اشخاص و وسيله نقليه پيش ميآيد.بيمه اين خصوصيت را دارد. اگر چه براي بيمهگذار يك خرجي دارد، اما اين بيمهگذار در واقع با يك خرج قابل برنامهريزي از خسارت غيرقابل برنامهريزي جلوگيري ميكند. نكته اساسي در كار بيمه اين است كه آنچه حوادث به ما تحميل ميكنند حوادث محاسبه نشده است، خسارتهايي است كه گاه يك زندگي را بهخاك سياه مينشاند. ما وقتي خرج ميكنيم و بيمهگر را وادار مينماييم كه از ما حمايت كند در واقع يك هزينه قابل محاسبه و قابل پيشبيني را كه تدريجي هم گرفته خواهد شد خرج ميكنيم به بهاي اينكه دچار يك حادثه غيرقابل محاسبه و دفعي نشويم و اين يك مسئله عقلايي و چيز بسيار خوبي است. 38
3-3-1ـ بيمه و آيندهنگري
انسان در راستاي تلاش براي بقاي خود به آينده ميانديشد. تلاش براي تأمين فرزندان و فراهم ساختن آيندهاي بهتر يكي از انتخابهاي انسان آيندهنگر است. انسان آيندهنگر تلاشگر و پركوشش است و از هرگونه سستي و تنپروري خود را دور نگه ميدارد.
او براي چارهجويي پيش از وقوع حوادث تلاش ميكند و ميداند كه در مال او حوادث نيز شريك خواهند بود.39 لذا سعي ميكند با تدبير به گونهاي عمل نمايد كه بار حوادث را با كمك همنوعان و يا با پسانداز تدريجي قابل تحمل نمايد و موجبات اختلال فكري را براي خود و خانواده از بين ببرد.
اگر آيندهنگري انسان با پسانداز مالي عينيت پيدا كند و با عضويت در سازمانهاي تشكليافتهاي چون بيمه، به توزيع خسارتهاي احتمالي بپردازد در حقيقت به تدبيري راهگشا دست يازيده است؛ چرا كه انسان هميشه براي مصون ماندن از حوادث به همكاريهاي جمعي روي آورده و آن را بهترين راه براي درامان ماندن خود از خطرات احتمالي دانسته است.
4-1ـ بيمه و عزت نفس
عزت به معناي چيرگي، قوت و ارجمندي و عزيزي40 آمده است و در اصل به معناي حالتي است كه انسان را مقاوم و شكستناپذير ميسازد.41
عزت نفس يكي از نيازهاي اساسي رواني فرد است و نقش بسيار تعيينكنندهاي در سلامت، سعادت و پيشرفت هر فرد و ملتي دارد و عبارت از درجه تصويب، تأييد، پذيرش و ارزشمندي است كه شخص نسبت به خويشتن احساس ميكند.42
شخص با ايمان عزيز است و خداوند عزت را مخصوص خود و رسول خود و مؤمنان قرار داده است.43 امام صادق (ع) ميفرمايد : خداوند تمام كارهاي شخص با ايمانم را به خود او واگذار كرده و بهاو اجازه نداده است كه ذليل شود.44 از مهمترين عوامل ايجاد ذلت براي انسان، ابراز نياز به ديگران است45 و هرگاه انسان بتواند اسبابي را فراهم كند كه در مواقع بروز مشكلات و مصيبتها به ديگران وابسته نشود و از تكيه كردن به ديگران اجتناب كند عزت خود را حفظ نموده است، چنان كه امام صادق(ع) ميفرمايد :
«درخواست نياز از مردم، موجب از بين رفتن عزت و حيا ميشود ويأس از آنچه در نزد مردم است براي مؤمن مايه عزت است.»46 زراره ميگويد مردي بهحضور امام صادق(ع) رسيد و عرض كرد : يا بنرسول الله دستم سالم نيست و نميتوانم با آن خوب كار كنم و سرمايهاي هم ندارم كه با آن كاسبي كنم و فردي محروم و مستمندم. امام(ع) فرمود : كار كن و روي سرت بار بگذار و ببر و از مردم بينياز باشد. 47
1-4-1ـ عزت نفس و تأمين اجتماعي
يكي از بهترين راهكارهاي اسلام براي حفظ عزت نفس افراد جامعه اسلامي فراهم آوردن زمينه همكاريهاي اجتماعي و تقويت روح برادري است.
در قرآن و روايات به مفاهيم بسياري چون تعاون، جماعت، اجتماع، جمع، اجماع، شور، مؤدت، اخوت، مواسات، وحدت، اتحاد، احبّ سلام، ولايت و الفت امر شده و مورد تأكيد قرار گرفتهاند. اينها و موارد بسيار ديگري در منابع اسلامي نشان ميدهد كه در يك جامعه ديني افراد برادر يكديگر محسوب ميشوند48 و اين همبستگي باعث سعادتمندي افراد آن جامعه ميشود چرا كه هر مسلماني در عمق دل خود آرزومند سعادت همه مردم است.49 در چنين اجتماعي مردم مشكلات ديگران را مشكل خود تلقي ميكنند.50
سياست اسلام در امور اجتماعي چنان است كه در ميان آدميان روح صميميت و احساس وحدت پديد آيد و انسانها حفاظت از ديگران را همانند حفاظت از جان خود بهحساب ميآورند و در برابر منافع جمعي از خود گذشت و فداكاري كنند. 51
هركس براي جامعه كار ميكند از حق حمايت آن جامعه نيز برخوردار است.52 همچنان كه فردا با كار خويش نيازي از نيازهاي اجتماعي را برطرف ميكند در زماني كه او نيازمند ميگردد جامعه ميتواند (و بايد) در قالب سازمانهاي خدمات اجتماعي بهاو كمك كند.
تأمين اجتماعي، فعاليت سازمانيافتهاي است كه كمك به سازش و تطابق متقابل افراد و محيط آنها را هدف قرار ميدهد53 و اهداف آن تأمين احتياجات و رفع مشكلات افراد جامعه ميباشد.
نگرش دين اسلام آن است كه مردم عيال حكومت هستند54 و دولت اسلامي بايستي همه آحاد مردم را در حمايت خود بگيرد و در موقع نيازمندي آنان را تنها نگذاشته تا عزت و احترام آنان حفظ گردد و اين مهم تنها با ايجاد تشكيلات و سازمانهاي مربوط به آن قابل تحقق است.
2-4-1ـ بيمه و پيشگيري از خسارت معنوي
بهطور خلاصه ميتوان گفت تأمين و حفظ عزت نفس به دو عامل فردي و اجتماعي محتاج است؛ به لحاظ فردي خداوند اسباب و وسيله عزت نفس چون تقواي الهي، يأس از داراييهاي مردم، بهكارگيري تدبير در زندگي، قناعت و ... را در اختيار خود انسان قرار داده55 و او ميبايست براي حفظ احترام و عزت خويش اقدام نمايد و خود را ذليل نكند. اما از لحاظ اجتماعي ايجاد بسترهاي لازم همراه با برنامهريزيهاي صحيح كارگزاران نظام اسلامي مانند تأسيس مؤسسات خدماتي نظير بيمه و ... جهت حفظ عزت و شرافت انساني افراد ضروري است.
بيمه ميتواند با پرداخت به موقع خسارت به بيمهگذاران، آنان را هم در جبران خسارتهاي مادي و هم خسارتهاي معنوي ياري كند. هرگاه به انسان خسارت عمدهاي از جهت بروز حوادث وارد آيد دغدغه فرد خسارت ديده از دو بعد قابل بررسي است.ابتدا شخص خسارت ديده درصدد جبران خسارت مادي برميآيد و در مرحله بعد چون عزت و شخصيت او نيز در معرض خسارت معنوي قرار ميگيرد و اگر همكاريهاي جمعي در قالب سازمانها و تشكلهايي چون بيمه بتواند كمكهاي همنوعان را به صورت آبرومندانهاي در اختيار او قرار دهد، علاوه بر جبران زيان مادي از خسارت معنوي نيز به شخصيت او جلوگيري شده عزت و احترامش حفظ ميگردد.
5-1ـ بيمه و آرامش خاطر
زندگي پديدهاي چندبعدي است كه سنجش آن با معيار واحد ناممكن مينمايد. براي شناخت زندگي افراد جوامع علاوه بر بهكارگيري شاخصههايي چون سيستم تغذيه، اشتغال، امنيت و برنامههاي مختلف ديگر ميبايست بهحفظ سلامت رواني و جسماني آنان نيز توجه خاصي مبذول داشت.
محيط آرام موجب آرامش خاطر انسان ميگردد كه لازمه ايجاد چنين محيطي مبارزه با عوامل مخرب است و موجد آلودگي روان ميباشد.
1-5-1ـ تأمين اجتماعي امنيت و خطر
در دنياي پيشرفته امروزي مسأله تأمين اجتماعي چنان جاي خود را در جامعه و زندگي فردي انسانها باز كرده است كه جامعه بدون آن دچار مشكلات فراواني ميگردد و افراد نيز در صورت محروميت از اين حقوق نگران ميشوند. تأمين اجتماعي در دنياي امروز به صورت «بيمه» نمود پيدا كرده است و همه ابعاد زندگي انساني را تحت پوشش قرار داده است.56
نياز به امنيت، يكي از برجستهترين نيازها شمرده شده است. نيازهاي رواني، همانند نيازهاي مادي و جسماني در زندگي فرد همواره نقش تعيينكنندهاي دارند. انسان از همان بدو كودكي به امنيت عاطفي نياز دارد و اين احساس ابتدايي، درمحيط عاطفي آرام در آغوش مادر از مرحله شيرخوارگي شروع و در سراسر زندگي انسان به موازات رشد او، گسترش مييابد.
از آغاز خلقت انسان، امنيت خواسته او بوده است و همواره در جستجوي تأمين نيازهاي جسمي، فكري و رواني اجتماعي و فردي خود برآمده است. بسياري از نهادهاي اجتماعي چون شهر، دولت، قانون و حقوق و دستگاههاي قضايي به منظور ايجاد امنيت فردي و اجتماعي شكل گرفتهاند.57
بهطور كلي ميتوان نيازها و احتياجات انسان را به دو دسته تقسيم نمود و هرگاه احتياجات اوليه او مانند آب، غذا و ... تأمين گردد، نيازهاي دسته دوم او كه همان نياز به امنيت و آسايش خاطر است بروز ميكند. در واقع آنها احتياج دارند در دنيايي زندگي كنند كه امور منظم و مرتب بوده و بتوانند امور آينده خود را تا اندازهاي پيشبيني كنند و از اين طريق احساس امنيت و آسايش خاطر كنند.58
امنيت مادي و اقتصادي بهطور عامل، زمينهساز امنيت فكري و روحي است، زير اختلال و نامتعادل شدن جنبههاي مادي در زندگي باعث ناامني فكري ميشود. از اين رو افرادي كه از نظر درآمد داراي شغل مطمئني هستند و از كار و حرفه متناسب و منزلت اجتماعي برخوردارند و از نظر اقتصادي و اجتماعي آينده خود را تضمين شده ميبينند در زندگي خود از آرامش فكري بيشتري بهرهمندند.59 در همين ارتباط سخن گهربار پيامبر اكرم(ص) بسيار زيباست كه فرمودهاند : «ان النفس اذا احرزت قوتها استقرت». (هرگاه مايحتاج زندگي انسان تأمين گردد نفس او آرامش ميگيرد.)60 از امام رضا(ع) نيز دو حديث وارد شده است كه خودشان طعام يكسال خود و خانواده را خريداري و نگهداري ميكردند و نيز فرمودهاند اگر طعام و قوت يكسال آماده شود خاطر انسان سبك بار شده و آرامش پيدا ميكند.
در حقيقت بيمه (تأمين اجتماعي) براي تحقق چنين آرامش خاطري بهوجود آمده است، همانگونه كه در تعريف بيمه آمده است : بيمه ايجاد صندوق ذخيرهاي است كه از پرداخت مبالغي جزيي (به صورت گسترده) ايجاد ميشود و هدف آن اطمينان (خاطر) بخشيدن به انسانهايي است كه دچار خسارتها و يا آسيبهاي احتمالي در تجارت و مسافرت و ... ميشوند.61
بيمه يك نوع قرارداد بين بيمهگذار و بيمهگر است كه بيمهگر بتواند خطرات احتمالي را كه متوجه بيمهشونده ميشود جبران كرده و تضمين نمايد. بنابراين بيمه (تأمين) به معناي نوعي امنيت (خاطر) در مقابل كمرشكن و پرآسيب زندگي است.62
بيمه همچنين براي رونق اقتصادي، امنيت بخشيدن به فعاليتهاي بازرگاني و صنعتي و آسودگي خاطر آحاد مردم ضعيف پديدهاي مطلوب است.63
ميتوان گفت آرامش رواني انسان نتيجه احراز دو عامل دروني و بيروني است؛ عامل دروني همان ايمان، قناعت، تقوا و ... بوده كه هر چه ايمان قويتر و تهذيب نفس انسان بيشتر باشد در مبارزه با مشكلات از آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود و عامل بيروني هم تضمينهايي چون بيمه است.
2-5-1ـ رابطه بيمه و قضا و قدر
در مباني اعتقاد ما آمده است كه بايستي نسبت به اراده و مشيت الهي تسليم باشيم و در برابر حوادث و دگرگونيها صبور و شكيبا باشيم و اين حوادث ومشكلات جز آزمايشهاي الهي هستند. آيا تأكيد بر بيمه نمودن افراد منافاتي با موضوع قضا و قدر و بهطور كلي با فرهنگ ديني ما ندارد شهيد محمد جواد باهنر در تشريح اين موضوع اظهار ميدارد :
در اعتقادات ما قضا و قدر جزء مباني محسوب ميشوند بهاين معنا كه قضاي الهي همان حكم قطعي خدا دربارة جريانات و حوادث، و قدر به معني اندازهگيري آنها ميباشد؛ بهعبارتي ديگر مشيت و اراده خدا در جامعه، رويدادها و حواث زندگي انسان و دگرگونيهاي آن حاكم باشد.آيا تأكيد بر بيمه نمودن فرد از هر جهت با فرهنگ ديني ما كه همه حوادث به مشيتهاي الهي است و بايد تسليم اراده خدا باشيم منافات دارد؟ آيا با تأكيد بر «بيمه» اين عقيده را متزلزل ميكنيم يا نه، بايد گفت « قضا و قدر معنايش اين است كه اراده خدا حاكم است ولي اين انسان است كه ميتواند مسير اراده خدا را كشف كند و از قوانين استفاده كند و اعتماد به اراده الهي و حركت در بستر صحيح علل و عوامل خودش نوعي توكل و نوعي اعتماد به خداست و وجود بيمه مثل آن است كه يك نفر دنبال كار برود و در عين اينكه ميداند خدا روزي ميدهد، او براي هر كاري علت و سببي قرار داده است، اينكه كسي دنبال كار برود تا روزي پيدا كند منافاتي با اعتقادش ندارد و رفتن به دنبال كار يعني بسيج كردن علل و عواملي كه خدا قرار داده و همهاش اراده خداست.64
مباني فرهنگي (اجتماعي) بيمه
1ـ بيمه و فقرزدايي
1-1ـ تعريف لغوي و اصطلاحي فقر
فقر در لغت به معناي نداري و نداشتن مايحتاج آمده است65 و برخي آن را به معناي وجود حاجت و نداشتن امكانات نيز معنا كردهاند.66 در روايات فقر به معاني طمع، حرص و آزمندي، جهل و ناداني، حماقت و شدت نااميدي تفسير گرديده است.67
2-1ـ عوارض فقر
فقر تراژدي غمناكي است كه روابط عاطفي والدين و فرزندان را متلاشي، روح پاك انسان را نابود، كودكان معصوم را محكوم به مرگ و عقبماندگي، مادران را گرفتار غم، زندگي خانواده را مبدل به تلخترين جولانگاه مبازه براي كسب معاش و ذهن كاوشگر انسان را كند و مواجه با خطر و در مجموع ثبات سياسي هميشگي اجتماعي و سلامتي محيطي كره زمين را تهديد ميكند.68
در كلام معصومين (عليهمالسلام)فقر به شدت مورد مذمت قرار گرفته و به دوري گزيدن از آن سفارش شده است.مفاد اين روايات فقر را موجب ذلت، سرگرداني عقل، ايجادكننده غم و ضعف و سستي در دين، غربت در وطن و ... دانستهاند.69 حضرت علي (ع) در توصيه به فرزند گرامي خود محمدبن حنفيه ميفرمايد :
يا بني ان اخاف عليك الفقر فاستعذ بالله منه فان الفقر منقصة للدين مدهشة للعقل داعيه للمقت.70
اي فرزند! از تهيدستي بر تو هراسناكم! از فقر به خداوند پناه ببر كه همانا فقر دينِ انسان را ناقص، عقل را سرگردان و مردم را با انسان دشمن ميكند.
مفاد روايت نشانگر آن است كه فقر تنها يك معضل اقتصادي نيست بلكه معنويات انسان و اخلاقي اجتماعي او را نيز تحت تأثير و تهديد قرار ميدهد.
3-1ـ ايجاد روح برادري و همبستگي راه مبارزه با فقر
اسلام با مسئله فقر بهطور ريشهاي مبارزه كرده است چون منشأ فقر تنها وجود ظلم و اجحاف و يا نبود يك سيستم صحيح اقتصادي نيست، بلكه عواملي چون وجود تفاوتها در استعددادهاي فكري و توانايي جسماني نيز دخالت تام دارند.71 لذا اسلام با يك برنامه همهجانبه به جنگ فقر رفته است.
در بين همه راهحلهاي پيشنهادي اسلام ايجاد روح برادري و همبستگي در بين افراد اجتماع از اهميت ويژهاي برخوردار است. امام علي (ع) ميفرمايند مؤمنان وقتي در راه خدا با هم باصفا و مهربان باشند، بسان يك تن خواهند بود كه اگر يكي از آنان بدنش درد و رنج باشد برادر ديگر در همانجا از بدنش احساس درد و رنج ميكند.72
در روايتي ديگر از امام باقر (ع)است كه از ابن ارطاه سؤال كردند :
اي پسر ارطاه برادري (مواسات) در بين شما چگونه است؟
ـ شايسته است.
ـ آيا بهگونهاي است كه هنگام نياز، يكي از شما دست در جيب برادر ايماني خود كند و نيازمنديهاي خود را برطرف سازد؟
ـ نه، اين گونه نيست.
ـ اگر چنين بوديد هرگز نيازمند نميشديد73 (و فقر ريشهكن ميگرديد.)
انسانهاي مؤمن با همكاري و تقويت روح برادري در بين خود ميتواند معضلات و مشكلات جامعه را يكي پس از ديگري حل نمايند و مطمئن باشند كه برادري ايماني و دوستي و محبت با يكديگر موجب نجات است.74
4-1ـ بيمه ومبارزه با فقر
مؤسسات خدمات اجتماعي نظير «بيمه» نمادي از همكاريهاي جمعي و راهي براي تقويت روح برادري در جامعه است كه ميتواند نقش بسيار مهمي در جلوگيري از گسترش فقر و ديگر مشكلات اجتماعي ايفا كند.
در قديم بشر نيازي به وجود چنين مؤسساتي نداشت چرا كه بسياري از مشكلاتش در درون خانواده حل ميشد. البته بعدها با انعقاد پيمانهايي اين حمايتها را محكم نمود.
بهطور مثال در بين اعراب قبل اسلام پيام «غرامت بر عاقله»و «ضمان جريره» ديده ميشود كه بعد از ظهور اسلام نيز مورد تأييد قرار گرفت. اما بهنظر ميرسد در عصر حاضر با توجه به گستردگي جامعه شهري ارايه خدمات به صورت (نظر بيمه) راهحل مناسبي براي رفع اين معضل و مشكلات ديگري ميباشد و هر چه بر تعداد اين مراكز افزوده گردد اطمينان و آرامش خاطر افراد جامعه بيشتر ميگردد.75
در واقع وجود احساس خيرخواهي و نوعدوستي در اقشار مختلف اجتماع و احساس سرنوشت مشترك در بين آنان ونيازمندي آنان به رفع مكررهاي محتم، ايجاب ميكند تا مبارزه با اين گونه مشكلات در چهارچوب يك تشكيلات مانند سازمانها وشركتهاي بيمه ساماندهي گردد.
2ـ بيمه و انفاق و احسان
انفاق و معناي عطا كردن وبخشيدن مال و مانند آن در راه خير ميباشد.76 انفاق (بخشش و عطا كردن) هم در مال است و هم در غير آن و به دو شكل واجب و مستحب در قرآن آمده است.77
نيكوكاري بارها مورد تأكيد قرآن كريم قرار گرفته و به اثرات فردي و اجتماعي آن اشاره شده است.
3ـ كمك به همنوع يكي از ويژگيهاي بشر
ما در همه جوامع بشري با پديده نيكوكاري، كمك به همنوع، ايثار، فداكاري، گذشت، بخشندگي و سخاوت روبهرو هستيم و دليلش هم اين است كه اين نوع رفتار انساني ريشه در فطرت بشر دارد بهگونهاي كه اگر انساني ببيند همنوعش دچار مشكل شده به كمكش ميشتابد و نميتواند تحمل كند كه ديگران در رنج و سختي بهسر برند و او احساس آرامش و آسايش كند. بههمين دليل نظام اقتصادي اسلام با توجه به واقعيت اجتماعي بودن بشر انسانها را اعضاي يك پيكر ميداند و پيروانش را به همدردي با نيازمندان و ناتوانان سفارش ميكند. امام رضا(ع) درباره ويژگيهاي پيامبر (ص) چنين ميفرمايد :
و افضلهم عنده اَعَمّهُمْ نصيحهَ لِلمسلمين و اعظَمُهُم عنده منزلة احسنُهُمْ مواساهً و موازَرهً»78
برترين افراد نز پيامبر (ص) كسي بود كه خيرخواهياش به مسلمان فراگيرتر بود و بزرگترين مردم نزد وي كسي بود كه در بخشش مالي و مددرساني بهتر رفتار ميكرد.
گرچه صنعت بيمه به شكل امروزي آن از غرب شروع شده است و مبناي آن همكاري براساس منافع متقابل است؛ اما فرهنگ اسامي ما علاوه بر آن، داراي پشتوانه عظيمي چون تقويت روح برادري ديني،همبستگي و اتحاد اجتماعي و دوستي و صله رحم است.همچنين امتياز بيمه بر اساس فرهنگ اسلامي نسبت به بيمههاي اروپايي در اين جهت است كه حق بيمه از افراد ضعيف و فقير دريافت نميشود،ولي از مزاياي آن برخوردار ميشوند. 79
و از طرفي افراد شركتكننده در اين نوع بيمهها ميتواندحق عضويت خود را به نيت انفاق و احسان (صدقه) بدهند تا هم در امور معنوي مشاركت كرده باشند و هم در مواقع بروز حادثه به آنها رسيدگي گردد. هر چند احسان نمودن خود در دفع خطرات و بلايا تأثير شگفتانگيز دارد. 80 در واقع بيمه نيز بستري مناسب براي اجراي سنت احسان استكه بيمهگذار با احسان خويش، خود را از احسان ديگران بهرهمند ميسازد.
4ـ بيمه و قاعده «رحم»
1-4ـ معنا ومفهوم رحم
رحم كردن يا رحم آوردن در لغت به معناي مهرباني نمودن، دلسوزي كردن شفقت داشتن و يا ترحم نمودن است. 81
در روايات زيادي به موضوع «رحم» اشاره شده و مفاد اكثر آنها نشان ميدهد كه ترحم نمودن و دلسوزي داشتن داراي آثار فردي و اجتماعي است. اين آثار بهگونهاي است كه ميتوان ترحم و آثار آن را به صورت يك قاعده دانست و اين آثار تنها مخصوص آخرت نيست؛ بلكه در سرگذشتها و خاطرات به ياد مانده ومكتوب از گذشته فراوان ديده شده است كه هر كس نسبت به انسان و همنوع خود و يا حتي نسبت به حيوانات رحم نموده است در مصيبتها ومشكلات مورد «ترحم» الهي قرار گرفته است حضرت علي(ع) قاعدهمند بودن رحم و آثار آن را چنين بيان ميكنند : «يا نوف اَحْسَنُ يُحْسُن االيكُ اِرْحَمْ تُرْحَمْ»82 (اي نوف نيكي كن تا به تو نيكي شود، رحم كن تا مورد رحمت قرار گيري.)
قرآن كريم فلسفه خلق را ترحم خداوند ذكر نموده است و خداوند مردم را براي پذيرش رحمت و موهبت آفريده است. 83
و از طرفي ميفرمايد كه رحمت من وسيع است و همه اشيا را برگرفته است. 84 نتيجه آن كه با توجه به مفاد و روايات معتبر، رحم نمودن بر انسانها يا حيوانات85 موجب نازل شدن رحمت در دنيا و آخرت خواهد شد.مفاد اين روايات نشان ميدهد كه يك قاعده كلي در اين زمينه وجود دارد86 و براساس آن ميتوان گفت هر انساي كه رحم كردن و دلسوزي نمودن را سرلوحه كار خود قرار دهد مورد رحمت واقع ميشود. چه بسا بسياري از نيكيها و از جمله صدقهدادنها كه موجب دفع بلاها و رفع مشكلات از انسان ميشود،نمايانگر مفاد همين قاعده باشد كه خداوند طبق سنتهاي لايتغير خود آنها را قانونمند كرده است، همچنان كه ستم ستمكاران را در دنيا و آخرت جزا ميدهد همچنين در مورد رحم به ضعيفان و محرومان (و يا حتي به حيوانات) اعمال آنان را بيپاداش نخواهد گذاشت و در صورتي كه افراد مؤمن آنان را دلشاد نموده و سعي در رفع مشكلات آنان بنمايند خداوند بارهاي غم و زنجيرهاي اسارت و بدبختي و نكبت را از كننده كار نيك برميدارد. اين يك سنت الهي است كه در قرآن نيز به مفاد آن اشاره شده است. 87
نبود حس ترحم و عاطفه در بين افراد اجتماع كه بر اثر منفعتجويي شخصي ايجاد ميشود، ميتواند اثرات زيانبار و غيرقابل جبراني را به جامعه تحميل نمايد.
2-4ـ بيمه تجلي احساس ترحم و عواطف انساني
بيمه ميتواند تبلور عيني «رحم» و عواطف انساني باشد. هرگاه مردم از روي حس دلسوزي و ترحم همكاريهاي اجتماعي را سرلوحه كار خود قرار دهند و با نيت خير و بهجهت رفع مشكلات مالي جبران خسارتهاي مادي همنوعان خود اقدام كنند در حقيقت ظهور و بروز عيني عواطف و احساسات پاك خود را به چشم خواهند ديد. از آنجا كه نيت يا انگيزه عمل بسيار مؤثر و سرنوشتساز است اگر افراد با ايمان با نيت دلسوزي و احساسات پاك انساني و براي رضايت حق تعالي اقدام به همكاري و همياري يكديگر كنند، بهطور طبيعي آثار خوب آن كه همانا رفع مشكلات از همه اعضاي كمككننده است ظاهر شده و قاعده «ارحم ترحم» مصداق عيني پيدا خواهند نمود و اگر اين نيت نيك استمرار يابد و حادثهاي براي اعضا پيش نيايد، درآمدهاي ايجاد شده از تعاون و همكاري اعضا را ميتوان صرف ديگر موارد لازم در اجتماع نمود.
نتيجهگيري
مبناي بيمه بر همكاري و همياري گذاشته شده است.در اسلام اين صنعت از پشتوانة عظيمي برخوردار است. اگر بيمه بر مباني ديني استوار شود و موضوعاتي چون احسان و انفاق و رحم، مورد توجه و تبليغ قرار گيرد مردم براي رفع مشكلات همنوعان خود اقدام مينمايند و همچنين اگر مبارزه با فقر و رفع مشكلات حاصل از حوادث، از اهداف بيمه قرار داده شود و اعضاء از اثرات مطلوب عزت نفس و تقويت مباني همبستگي و وحدت اجتماعي آگاه باشند، به بيمه رغبت بيشتري خواهند نمود.
هرگاه مردم بدانند كه نيت و انگيزة پاك در نتيجة عمل و كسب رضايت خداوند تأثير بهسزايي دارد و بيمه را با احساسات پاك انساني همراه كنند، صنعت بيمه از حالت اقتصادي صرف خارج شده و مردم همراه با انگيزههاي ديني، به بيمه بيشتر روي ميآورند.
داود محمدي ـ عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب
عبدالحسين برهانيان ـ عضو هيئت علمي پژوهشكده تحقيقات اسلامي قم
علي باقي نصرآبادي ـ عضو هيئت علمي پژوهشكده تحقيقات اسلامي قم
پينوشت
1ـ گاه ممكن است بعضي افراد براي رسيدن به منافع، به ايجاد صوري حوادث بپرازند و يا در انجام وظايف سهلانگاري كنند؛ چرا كه به پشتيباني بيمه و جبران خسارت مطمئن هستند.
2ـ شيخ حر عاملي، وسايل الشيعه، ج 12، ص 49.
3ـ ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسائيل، ج 1، ص 146.
4ـ محممد حكيمي، معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي، ص 178.
5ـ در روايات از آن دو به معناي «مزة زندگي» و «مزة عشق» تعبير شده است. (بحرالانوار، ج 49، ص 99)
6ـ در دعاها و روايات زندگي بهتر كه همة حاجات و نيازهاي يك زندگي مطلوب درخواست شده است، راز سعادت و خوشبختي مسلمان را داشتن مركب و منزل و همسر خوب برشمرده است. (مضمون دعاي 32 صحيفه سجاديه و الحياه جلد 5، ص 79 و معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي، ص 199).
7ـ عبس (80)، آيه 27.
8ـ نحل (16)، آيه 14.
9ـ مؤمنون (23)، آيه 31.
10ـ نحل (16)، آيه 5.
11ـ محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 3، ص 87.
12ـ وسايل الشيعه، ج 17، ص 26 و 27.
13ـ شيخ عباس قمي، سفينه البحار، ج 2، ص 55.
14ـ ابن شيعه الحراني، تحف العقول، انتشارات مؤسسه الاعلمي للمطبوعات بيروت، ص 249.
15ـ وسايل الشيعه، ج 17، ص 17.
16ـ محمدبن يعقوب كليني، شرح اصول كافي، ج 5، ص 512.
17ـ تحفالعقول، ص 325.
18ـ محمدي ري شهي، ميزان الحكمه، ج 5، ص 520. امام صادق (ع) فرمودند : اسباب بزرگواري بر ده چيز است. اگر توانستي آنها را براي خود فراهم كن. يكي از آنها داشتن جايي براي پذيرايي از ميهمانان است؛ الحياه، ج 4، ص 209.
19ـ وسايل الشيعه، ج 3، ص 558 و 559.
20ـ معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي، ص 194.
21ـ بحارالانوار، ج 79، ص 379، به نقل از الحياه، ج 4، ص 280.
22ـ الفتاوي المسيره، ص 392.
23ـ عيون الحكم و المواعظ، ص 182.
24ـ همان، ص 284.
25ـ ميرز حسين نوري، عوالي اللئالي، ج 4، ص 39.
26ـ علي مشكيني،المواعظ العديده، ص 144.
27ـ حسن توانايان فرد، نظريات اقتصادي بوعليسينا، ص 22 و ص 211-214.
28ـ خواجه نصيرالدين طوسي، اخلاق ناصري، چاپ دوم، انتشارات خوارزمي، ص 213 و 214.
29ـ نفايس الفنون في عرايس العيون، ج 2، ص 399.
30ـ محمد حسين شمسايي، پديدهشناسي فقر و توسعه، بوستان كتاب قم، ج 1، ص 210.
31ـ كليني، اصول كافي،ج 2، ص 120.
32ـ با استفاده از نرمافزار «المعجم الفقهي» صورت گرفت.
33ـ اصول كافي، ج 5، ص 166.
34ـ همان.
35ـ رجوع شود به چند صفح قبل.
36ـ ميزان الحكمه، ج2، ص 1233 (سبب التدمير سوء التدبير)
37ـ بحارالانوار، ج 70، ص 144.
38ـ فصلنامه بيمه آسيا، بهار 77، ش 6، ص 5-4.
39ـ نهجالبلاغه، قصار الحكم، ش 335.
40ـ علي اكبر دهخدا، لغتنامه، ج 33، ص 231.
41ـ اصول اخلاق اجتماعي، پژوهشكده تحقيقات اسلامي سپاه، ص 91.
42ـ نشرية دانش و پژوهش، زمستان 9، ص 86.
43ـ منافقون (63)، آيه 8.
44ـ بحارالانوار، ج 100، ص 93.
45ـ اصول اخلاق اجتماعي، ـــ، ص 97.
46ـ وسايل الشيعه، ج 9، ص 449.
47ـ محسن فيض كاشاني، محجهالبيضا، ج 3، ص 143.
48ـ حجرات (49)، آيه 10.
49ـ الحياه، ج 1، ص 256.
50ـ اصول كافي، ج 2، ص 166.
51ـ الحياه، ج 1، ص 270.
52ـ محمد حسين شمسايي، پديدهشناسي فقر و توسعه، بوستان كتاب قم، ج4، ص 37.
53ـ مهدي طالب، تأمين اجتماعي، ص 34.
54ـ سيد محمد باقر صدر، اقتصاد ما، انتشارات اسلامي، ص 701.
55ـ وسايل الشيعه، ج 9، ص 449.
56ـ محمد حسين شمسايي، پديدهشناسي فقر و توسعه، بوستان كتاب قم، ج 4، ص 363.
57ـ بررسي فقهي عقد بيمه، ص 36.
58ـ مقدس عليپور، روانشناسي انگيزه و عواطف، ص 20.
59ـ بررسي فقهي عقد بيمه، ص 37.
60ـ اصول كافي، ج 5، ص 89.
61ـ سيد محمد حسيني بهشتي، بيمه در اقتصاد اسلامي، ص 14.
62ـ همان، ص 17-24.
63ـ مقام عظم رهبري، فصلنامة بيمه آسيا، بهار 77، ش 6، ص 4.
64ـ بيمه در اقتصاد اسلامي، انتشارات مدرسه عالي بيمه، ص 34-37.
65ـ لغتنامه دهخدا، ج 36، ص 290.
66ـ راغب اصفهاني، مفردات،الكتبه المرتضويه، ص 383.
67ـ ميزان احكمه، چهار جلدي، ص 2441.
68ـ حسين رحيمي، فقر، اطلاعات سياسي، 1380، ش 169، ص 216.
69ـ ر.ك. ميزان الحكمه، ريشه «ف ق ر».
70ـ نهجالبلاغه، ترجمه دشتي، حكمت 319، ص 327.
71ـ علي صفايي، فقر، ص 17 و 18، انتشارات هجرت.
72ـ بخارالانوار، ج 74، ص 281.
73ـ همان، ج 78، ص 185.
74ـ امام خميني(ره)، صحيفه نور، ج 14، ص 142.
75ـ پديده شناسي فقر و توسعه، ج 4، ص 355 .
76ـ فرهنگ لاروس، ج1، ص 366.
77ـ مفردات راغب، ص 502.
78ـ بحارالانوار، ج 16، ص 152.
79ـ قرارداد بيمه در حقوق اسلام و ايران، ص 195.
80ـ عليرضا صاري يزدي، نداهاي عاطفي، ص 123.
81ـ لغتنامه دهخدا، ج 25، ص 309.
82ـ بحارالانوار، ج74، ص 385.
83ـ تفسير نمونه، ج 9، ص 280.
84ـ اعراف (7)، آيه 156.
85ـ ميزان الحكمه (4 جلدي)، ج 2، ص 1044.
86ـ به مفاد اين روايات دقت كنيد :
الف) لا يرحم الله من لا يرحم الناس (خداند رحم نميكند كسي كه به مردم رحم نكند)؛ الرسائل العديده، علامه حلي، ص 142.
ب) ان الله رحيم يحب الرحيم يضع رحمته علي كل رحيم (خداوند مهربان است و انسانهاي مهربان را دوست دارد و رحمت خودش را بر اشخاص مهربان قرار ميدهد.)
ج) ارحم ترحم (رحم كن تا مورد رحمت قرار بگيري.)
87ـ يونس (10)، آيه 26.