كاظم آقا آيتي
چند سال قبل زماني كه دانشجوي ليسانس بوديم با محسن آيتي يار گرمابه و گلستانم به منزل ايشان در بيرجند رفتيم .دير وقت رسيديم و كسي را نديديم .صبح با صداي تق تقي از خواب شدم با تعجب پرسيدم اين صداي چيه؟ گفت چيزي نيست صداي بشكن اول صبح پدرم است ؟؟؟چند روزي آنجا بودم .يك روز در حضور پدر ايشان مي خواستم مطلبي را به محسن بگويم كه خصوصي بود . شروع كردم با همان چند كلمه فرانسه اي كه از بچه هاي خوابگاه ياد گرفته بوديم صحبت كردن كه محسن با عجله صحبت من را قطع كردو اهسته گفت :يواشتر بابام مدتي است شروع به يادگيري زبان فرانسه كرده و متوجه مي شود ؟؟؟؟ان موقع سن پدر ايشان بالاي ۶۵ سال بود؟؟؟كاظم آقا آيتي پدر محسن عزيز ديروز به رحمت حق پيوست .اين اواخر در اثر بيماري خيلي درد ميكشيد اما هيچ گاه روي خوش را از كسي دريغ نكرد .دفعه اخر كه با خانواده منزلشان بوديم اين شعر مانند را به پسرم مهرداد مرتب مي گفت :
اي مهرداد مهربان ..... خدايش بيامرزد او را كه با خلق مهربان بود و معلم هميشه دورانها.....يادش هميشه زنده و گرامي
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر ۱۳۸۷ ساعت 17:44 توسط mehdi_mosad@yahoo.com
|