بنا به شواهد عفو بين الملل، در سال ٢٠٠٤ هزاران زن و دختر توسط "جانجويد"، گروه شبه نظامی بدوی، که بوسيله حکومت سودان حمايت می‌شود، ربوده و یا مورد تجاوز واقع شده‌اند. شبه نظاميان جانجويد به ترويج دوباره تجاوزات گروهی به بچه‌های مدارس پرداخته‌اند. آن‌ها در پناه بمباران هواپيماهای جنگی سودان، دهکده‌ها را آتش می‌زنند، و شهروندان را می‌کشند. قربانيان اصلی اين فجايع همواره کودکان بوده و هستند.
تراژدی دارفور، نشان درماندگی دنيای ما در حمايت از کودکان در مقابل غول پليد جنگ است. تا اکتبر ٢٠٠٤ ، بيش از ٢/١ ميليون کودک تنها در نتيجه اين جنگ آواره شده‌اند.


در راه مدرسه

اختلال در تحصيل کودکان و ويرانی مدارس فراورده جانبی جنگهاست

_ خاطره تلخ کشتار کودکان روس در مدرسه اشان هنوز از يادها نرفته است، در سپتامبر ٢٠٠٤ ، گروگان گرفتن مدرسه‌ای در بسلان ( غرب روسيه)، بوسيله گروههای نظامی چچن و حمله متقابل نيروهای امنيتی روسيه بيش از ٣٥٠ کشته به جای گذاشت که ١٥٠ نفر آنان کودکان کم سن و سال بودند. اين رويداد غم انگيز نشانگر اهانتی شرم آور به اصلی ترين اصول اخلاق انسانی توسط حکومت‌ها و نيروهای شورشی است.
_ وضعيت البته در مناطق جنگزده ديگر، بهتر از اين نيست. به عنوان نمونه در ماه می‌٢٠٠٣ در آسه ی اندونزی، ٤٦٠ مدرسه در جنگ ميان نيروهای دولتی و شورشيان طعمه حريق شدند. در نپال، مدارس اغلب به عنوان مراکز تبليغ و يا عضوگيری دولت و مخالفان استفاده می‌شوند. حمله به و يا دزديدن معلمان و محصلان امری پر شمار است. در افغانستان احزاب غيرحکومتی، مدارس دخترانه را آتش می‌زنند و شبنامه‌هايی توزيع می‌کنند که در آنها دختران محصل را تهديد و مرعوب می‌کنند.
_ در مناطق اشغالی فلسطين، ١٣٠٠ مدرسه در پی وضع حکومت نظامی، محاصره مناطق، و يا تعطيلی‌ها از کار کردن بازمانده‌اند.
_ در منطقه بوگانيول در گينه جديد پاپوآ، ٩ منطقه "ورود ممنوع" تحت کنترل شورشيان جدايی طلب قرار دارد، بچه‌ها در اين مناطق نمی‌توانند به مدرسه بروند.
_ درس خواندن بچه‌ها در عراق در شرايط پر خطر و تهديد مدام بمبارانها، تظاهرات خونين، آدم ربايی و ديگر خشونتهای هولناک برآمده از اشغال و جنگ انجام می‌گيرد.

آغاز انفجار مين‌ها

خاتمه جنگ و مخاصمه معمولا به معنی پايان فاجعه برای بچه‌ها نيست، تازه کودکان در معرض انفجار باقيمانده‌های مواد منفجره جنگ قرار می‌گيرند که هزاران تن از آنان هر ساله کشته يا معلول می‌شوند. نزديک به دو سوم از ٦٥ کشوری که ازسال ٢٠٠٢ تا ٢٠٠٣ با تلفات غيرنظاميان در اثر انفجار مين روبرو بوده اند، هيچ عمليات جنگی هنگام رخدادن انفجارها وجود نداشته است.
تحقيقات ديده بان حقوق بشر نشان می‌دهد که استفاده از بمب‌های خوشه‌ای به وسيله نيروهای ائتلاف در مناطق مسکونی عراق يکی از علل اصلی تلفات غير نظاميان در سال ٢٠٠٣ بوده است. بيش از ٢٠٠ ميليون مين زمينی در زرادخانه‌های ٦٧ کشور جهان انبار شده‌اند. برای توليد هر مين زمينی حدود ٣ دلار هزينه می‌شود در حاليکه پاک کردن هر يک مستلزم هزينه‌ای حدود ١٠٠٠ دلار است. به رغم وجود قرار داد ممنوعيت کاربرد مين ، هر ساله در اثر انفجار مين حدود ٢٠٠٠٠ نفر کشته و يا ناقص العضو می‌شوند. بيش از ٨٠ در صد اينان غيرنظامی هستند و يک سومشان کودکانی که غالبا به مراقبت و امکانات بهداشتی دسترسی ندارند.

بر بال آرزوی صلح

ليندا دختر چهارده‌ای ساله که در جريان جنگ‌های داخلی آنگولا آواره شده است می‌گويد:
" اينجا، ما بچه‌ها در رنج و وضعيت دردناکیزندگی می‌کنيم. می‌بايد همه پولمون رو ذخيره کنيم تا بتونيم از تانکرآب، آب خوردن بخريم. با پولی که ما داريم هيچ چيز ديگه‌ای نمیشه خريد. به جای لباس، کهنه‌های کثيف و پاره‌ای به تن داريم. من هيچوقت نمی‌تونم راحت بخوابم. رختخواب ما تکه‌های کاغذ و مقوا‌هايی است که روی زمين کنار هم می‌چينيم . پيشتر در شهر خودم که بودم به مدرسه می‌رفتم، ولی اينجا به جای مدرسه رفتن بايد مراقب خواهر و برادرهام باشم تا پدر و مادرم بتونند سر کار برند. من آرزو دارم مثل مردم عادی زندگی کنم. دوست دارم خانه و لباسی مثل بقيه داشته باشم، دلم می‌خواد به مدرسه برم و درس بخونم. آرزوم اينه که به شهر و خونه خودمون برگردم. من دلم می‌خواد در صلح زندگی کنم."

کودکان قربانيان بی گناه همه جنگها هستند. آنگاه که بچه‌ها در جنگ کشته يا مجروح نشوند، آواره و يتيم می‌شوند، دزديده می‌شوند، مورد تجاوز قرار می‌گيرند، دچار اضطرابهای روانی حاصل از مشاهده مستقيم خشونت می‌شوند، بی خانمان، فقير، و عزادار عزيزترين کسانشان می‌شوند. وقتی هم که از اين همه مصيبت جان به در می‌برند اغلب برای ادامه بقا خود را در کشاکش نبردی ديگر بر عليه انواع بيماريها، سرپناه نا مناسب، فقدان آب سالم و غذا و خدمات بهداشتی می‌يابند

(منبع:سایت زندگی)