مقدمه

فرآیند صنعتی ، چیزی جز انجام عمل ساخت و تولید محصولات مورد نظر سازنده آن نمی باشد. با توجه به این موضوع ، یک سیستم آموزشی نیز فرقی با یک فرآیند صنعتی نخواهد داشت. به همین دلیل در خصوص مسائل کیفی نیز ، سیستم آموزشی بایستی دنباله رو صنعت باشد. در نتیجه برای دستیابی به پیشرفت و تعالی و زنده ماندن در دنیای بازار کنونی ، یک سیستم آموزشی بایستی مفاهیم مدیریت کیفیت جامع را ، مشابه با آن چیزی که در سیستم صنعتی استفاده می شود ، بکار بندد.

در ابتدا فلسفه مدیریت کیفیت جامع توسط دمینگ بهبود یافت و صنعت ژاپن با استفاده از نتایج مدیریت کیفیت جامع به توسعه اقتصادی نائل گشت. که در دوران پس از جنگ جهانی دوم این امر معجزه محسوب می شد. بعد از آن دمینگ با  انتشار کتاب " پس از بحران " به آمریکایی ها توصیه کرد از روش موفقیت آمیز ژاپنی ها در حوزه صنعت و آموزش استفاده کنند. فلسفه مدیریت کیفیت جامع توسط بسیاری از صاحبنظران دیگر مانند : کرازبی ، ایشی کاوا ، ژوران ، کاندو هم توصیه شده است.

مراکز آموزشی که فاقد بینش مدیریت کیفیت جامع و روش های اجرایی آن بوده و بر یادگیری دانش پژوهان و مدرسین تمرکز نداشته باشند نمی توانند در دراز مدت به بهبود و ارتقاء مستمر کیفیت و مشارکت همه کارکنان و ایجاد شبکه های همکاری پایدار دست یابند[3].

سیستم آموزشی دانشگاه ها تابع متغیرهای بسیاری است که نتیجه تغییرات فن آوری ، اقتصاد و سیاست در سراسر جهان می باشد. دانشگاه دارای مدیریت کیفیت جامع  ، به بهبود مستمر فرآیندها که به بالا بردن کیفیت آموزش و پرورش کمک میکند ، توجهی خاص دارد. بهبود مستمر شامل به کارگیری رویکردهای علمی در توسعه فرآیند یاددهی – یادگیری است. دانشگاهی که فلسفه مدیریت کیفیت جامع را در خود جاری نموده است به دنبال مشارکت فراگیر همه کارکنان است. به بیانی دیگر به منظور ارتقای میزان یادگیری دانشجویان و بهبود مستمر فرآیند یاددهی – یادگیری باید از همه قابلیت های اساتید دانشگاه استفاده کرد. دانشگاهی که به مدیریت کیفیت جامع  اهمیت داده آن را در تک تک بخش های خود به اجرا در می آورد باید در یادگیری اجتماعی دانشگاه شرکت نماید ، تا از تکرار مجدد روش های آموزش اجتناب شده و بتواند به سرعت گام های بلند را در پیاده سازی رویه های اجرایی کیفیت و فرهنگ آن بردارد ، و به این طریق باعث ارتقای فرآیند یاددهی – یادگیری مستمر شود.

تعدادی از محققان مشهور حوزه مدیریت کیفیت جامع  در آموزش و پرورش از جمله بایرنز ، باستینگل ، موگارت روید و تریباس نیز  بر این باورند که مدرسین از شیوه مدیریت کیفیت جامع  به نحوی مطلوب استقبال کرده اند و در حال حاضر از مهمترین مباحث در مراکز آموزش ایالات متحده ، کانادا و بریتانیا محسوب می شود.  آنان از این طریق روش های استاندارد انجام آزمون ها و برنامه های درسی و آموزش های همراه با اهداف آن را به کار گرفته اند[4].

کیفیت در صنعت

در یک سیستم تولید ، مواد خام در ابتدا وارد فرآیند تولید می شود و پس از یک مرحله تعیین وضعیت کیفیت گذشته و در نهایت بدست مشتری می رسد. محصولات در مرحله تعیین وضعیت کیفیت ، ممکن است مردود شناخته شوند و دوباره کاری شده و اصلاح گردند. در روش کرازبی به نظام کنترل کیفیت به کوچکترین نقص هم توجه می کند. با توجه به توصیه کرازبی ( 1984 ) ، کارخانجات تولید کننده باید تدابیر زیر را اتخاذ کنند :

به طور کل به کلیه مراحل فرآیند تولید محصول توجه کنید و اشکالاتی را که باعث مردود شدن محصول در فرآیند تولید می شود ، شناسائی نمائید و در جهت اصلاح و بهبود آن ها بکوشید. در این صورت سیستم تولید شما به طور خودکار ، محصولی بدون عیب و نقص خواهد ساخت. استفاده از این روش باعث خواهد شد تا مواد و قطعات نیم ساخته که دارای عیب و نقص می باشند کمتر گردد و تلفات وقت و هزینه نیز کاهش یابد. که نهایتا حذف چنین اتلاف هایی در فرآیند تولید محصول ، سبب خواهد شد که قیمت محصول کاهش یابد که این مسئله به نفع خریدار و افزایش بازار فروش برای فروشنده خواهد بود.

البته بنابر اعتقاد دمینگ حتی اگر تمام عواملی که باعث عیب و نقص محصول می شوند از بین بروند ، مشکلات و مسائل تمام نمی شوند و باز هم عوامل بازدارنده ای باقی می مانند. رسیدگی به تمام عوامل بازدارنده ، وقت بسیاری را هدر می دهد و ممکن است اصلا عملی نباشد. از طرفی این شیوه کنترل کیفیت مستلزم استخدام تعداد زیادی کارگر و پرداخت هزینه های کلان است و در قبال بالا رفتن این هزینه های کیفیت ، افزایش چندانی در ارزش افزوده محصول ایجاد نمی شود. بنابراین دمینگ ( 1986 ) توصیه میکند که مسئله اصلی در صنعت ، بهبود مستمر کیفیت محصولات است و به نظر او کیفیت محصول ، در حقیقت برداشت مثبتی است که خریدار نسبت به محصول دارد و نه این که محصول تولیدی بدون هیچ گونه عیب و نقص باشد. ( شکل 1 )

 

ورودی

مواد ورودی

فرآیند تبدیل

کنترل کیفیت

خروجی

مشتری

    مرز سازمان با محیط   

             قبول                                

رد

                                           

                                   رد        برگشت برای بازکاری

               بازخورد

 

شکل 1- مدل ساده شده صنعت

پس از اشاره ای که به دیدگاه های دمینگ و کرازبی در اهمیت فرآیند و محصول در قلمرو صنعت داشتیم ، اکنون وارد حوزه آموزش شده و فرآیند یاددهی – یادگیری را از دیدگاه مدیریت کیفیت جامع  مورد بررسی قرار می دهیم.

کیفیت در آموزش

 

یکی از مهم ترین دغدغه های مسئولین آموزش و مراکز آموزشی ، که خواهان افزایش توان رقابتی خود هستند ، افزایش سطح کیفیت برنامه های آموزشی است که نهایتا سبب افزایش سطح کیفیت خروجی ها می شود. نتیجتا تمرکز صرف بر افزایش کیفیت ورودی ها و  بی توجهی به بقیه بخش های آموزشی ، نتیجه و هدف فوق را تامین نخواهد کرد و یا به شکلی ناقص محقق می گردد.

سنجش میزان کیفیت در آموزش هنگامی مقدور و ساده می شود که فرآیند آموزش را به 3 زیر بخش اصلی تقسیم کنیم که همانا : ورودی ها – فرآیند ها – خروجی ها است[5].

در یک مرکز آموزشی کاملا مشخص است که هر یک از این 3 بخش به تنهایی نمی توانند نتیجه و تاثیر نهایی را به همراه داشته باشند و افزایش کیفیت در سطح آموزش نیازمند ارتقا کیفیت در هر 3 بخش فوق می باشد، لذا اجرای فلسفه مدیریت کیفیت جامع  باید بر تمام قسمت ها تاثیر بگذارد و با بازخورد های مناسب و مستمر به بهبود کیفیت یاری رساند.

حال به بررسی مبحث کیفیت در آموزش می پردازیم.

" صرف نظر از نتایج آزمون ، باید به کیفیت آموزش دانشجویان توجه کنید. همه نقایص سیستم آموزشی ، که باعث رد شدن دانشجویان در امتحان می شود را بررسی کرده و آن ها را اصلاح کنید. در این وضعیت ، سیستم آموزشی بصورت خودکار ، دانشجویانی را تربیت میکند که در امتحان موفق خواهند بود. نتیجه استفاده این روش باعث خواهد شد که تعداد کمتری از دانشجویان در امتحان رد شوند و این به معنی صرفه جویی در وقت و هزینه است و در اینصورت می توان مراکز آموزشی بهتری را دایر کرد تا به آموزش تعداد بیشتری از فراگیران بپردازد " [6].

از نظر دمینگ موارد دیگری نیز وجود دارد که باید به آنها توجه شود :

برگزاری و آزمون از همه دروس برای تمام دانشجویان ، باعث میشود زمانی برای تدریس در کلاس ها باقی نماند. بعلاوه شاید فرصت کافی برای انجام آزمون از همه دانشجویان در یک دوره آموزشی وجود نداشته باشد. همینطور ، ممکن است اساتید ، زمان زیادی را به تهیه سوالات امتحانی و برگزاری آن صرف کنند. اما این امتحانات تاثیری در پیشرفت یادگیری دانشجویان نداشته باشد[7].

بنابر عقیده دمینگ ، دانشگاه ها نمی توانند به نتایج آزمون ها اتکا کنند ، این که بتوان به هر دانشجو همه چیز را یاد داد ، مستلزم پرداخت هزینه ای کلان در سیستم آموزشی است. این آزمون ها وقتی به صورت ساده تری برگزار شوند ممکن است دانشجویان برجسته را مشخص نکنند ، اما نتیجه حاصل از آنها دقیق تر خواهد بود. این آزمون ها ، ابزاری برای اطمینان کیفیت سیستم آموزشی خواهد بود و نه آزمونی انفرادی برای هریک از دانشجویان. در این صورت اساتید می توانند وقت بیشتری را به آموزش بهتر دانشجویان بپردازند و دانشجویان هم در مدت زمان کمتر ، مطالب بیشتری را خواهند آموخت.

لذا ، موفقیت در امر آموزش ، تنها رسیدن به مرحله عدم نقص یا قبول شدن تمامی دانشجویان در آزمون نیست ، بلکه موفقیت اصلی ، بهبود مستمر کیفیت برنامه های آموزشی ، بروز کردن روش های ارتقای خلاقیت ، تفکر ، مهارت و یادگیری در جهت تامین نیاز های دانشجویان می باشد.

با توجه به روش کرازبی ، اولین گام ، شناسایی عوامل ضعف و نقایص به شکلی ریشه ای در خصوص علل رد شدن در امتحان می باشد و می توان از طریق نمودار علت و معلول (یکی از ابزارهای مدیریت کیفیت جامع) آنها را تعیین نمود.که از جمله مهمترین آنها ، می توان موارد زیر را بیان نمود :

1.  ضعف ادراک دانشجویان و بی میلی آنها به شرکت در امر آموزش ، خصوصاً در بعد پرسش و پاسخ.

2.  عدم بکارگیری روش های متنوع آموزشی همچون رسانه های دیداری ، شنیداری و انواع فعالیت ها ، توسط اساتید در راستای برقراری ارتباط مؤثر جهت بالا بردن درصد یادگیری دانشجویان.

3.      بی علاقگی اساتیدی که حقوق مکفی دریافت نمی کنند.

47%  اساتیدی که شغل خود را به جهت نارضایتی تغییر داده بودند و همینطور 45 % اساتیدی که شغل خود را به دلیل نارضایتی ترک کرده بودند، علت را دریافت حقوق های پایین عنوان می کردند [8].

ایمازکی (2005) ثابت کرد ، افزایش سطوح دستمزد ، خروج از حرفه تدریس را کاهش داده و عنوان کرد، علت اینکه برخی اساتید ، از بخشی به بخش دیگر جابجا می شوند ، به جهت تفاوت حقوق در بین این دو بخش است[9].

4.      غفلت از مهارت های دانشجویان.

5.      دخالت دادن معیارهای سلیقه ای ، توسط اساتید در هنگام ارزیابی دانشجویان.

6.  کمبود بودجه تخصیص داده شده برای آموزش ، که به صورت مستقیم در امر کیفیت آموزش تأثیر گذار است.

در سال 2003- 2002 ، ایالت های آمریکا ، مجموعاً 214 بیلیون دلار جهت ارتقای کیفیت اساتید و سایر نهاده های آموزشی به مراکز آموزشی پرداخت نمودند [10].

7.  تعداد سال های تجربه تدریس اساتید ، به شکل معنی داری بر کیفیت آموزشی تأثیر گذار است.

اساتیدی که در حال تجربه اولین سال تدریس خود می باشند ، نسبت به اساتیدی که تجربه چند سال تدریس را دارند ، دارای اثربخشی کمتری هستند و این موضوع یافته های اولیه ای [11] که نشان می دادند کاهش ترک خدمت اساتید به موفقیت دانشجویان مرتبط میباشند را تقویت می کند [12].

قدم بعدی ، اقدام در جهت جلوگیری از بروز و رشد مشکلات است که از جمله مهمترین آنها می توان موارد زیر را  بیان نمود :

1.  بکارگیری سیستم های مخابره ای ترکیبی. یعنی استفاده توأمان از رسانه های دیداری ، شنیداری و انواع فعالیت ها و کارگاه های عملی توسط اساتید و تلاش در حداکثر یادگیری دانشجو ، قبل از خارج شدن از کلاس درس.

2.  تعیین اهداف ویژه ، قابل دستیابی و مشخص برای هم اساتید و هم دانشجویان ، سنجش عملکرد واقعیت ها با استانداردهای تعیین شده و تعیین اقدامات اصلاحی در صورت لزوم.

3.  تنظیم برنام های آموزشی ، که در کسب نتایج مطلوب مؤثرند و منطبق بر دستورالعمل های استاندارد آموزشی می باشند.

4.      تقدیر از اساتید بخاطر اجرای بهینه فرآیند یاددهی – یادگیری.

5.      آموزش نحوه پاسخگویی به سئوالات دانشجویان.

بکارگیری روش مدیریت کیفیت جامع در آموزش براساس روش پیشنهادی "دمینگ"

دمینگ (1986) ، استفاده از زنجیره نامحدود صعودی ، در جهت پیشرفت کیفیت آموزش و فرآیند یاددهی- یادگیری برای کسب نتایج بهتر و مقبول تر در دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی را توصیه می کند. راهبردهای مهم پیشنهادی او به شرح زیر مورد بحث قرار گرفته است:

1.      ریشه یابی عوامل مؤثر در مردود شدن دانشجویان.

2.      بررسی ضعف های دانشجویان.

3.      توجه به امر یاددهی- یادگیری.

4.      بررسی علل بی علاقگی اساتید.

5.      ریشه یابی علت غفلت از استعدادهای دانشجویان.

با توجه به جنبه های مختلف ارتقاء کیفی سیستم آموزش ، راه کارهای پیشگیرانه و کاربردی در موارد مختلف ، متفاوت خواهد بود. برای مثال ، مقیاس ذکر شده در زیر کاملاً منطبق بر پیشنهادات دمینگ است:

ü  سعی کنید روش های قدیمی آموزش را تغییر داده و به دانشجویان بیاموزید که در یادگیری از حافظه بلندمدت خود استفاده نمایند. در این خصوص مراکز آموزشی بیشتری را تشکیل دهید تا دانشجویان بتوانند در آنها به استفاده از آموخته های خود بپردازند و راه های مؤثرتر یادگیری را پیدا کنند. برای دستیابی به این اهداف از راه کارهای زیر استفاده کنید:

1.  از طرح های تحقیقاتی فعال برای تشویق و ترغیب دانشجویان به تأیید فرضیه ها و مشخص کردن تفاوت های آنها و رسیدن به نتایج مطلوب بهره بگیرید.

2.  در تمرین برای یافتن راه حل ها ، دانشجویان را وادار کنید تا با دامنه وسیعی از مسائل فرعی درگیر شوند.

3.  با انجام کارهای تیمی در بین دانشجویان و تقویت حس مسئولیت پذیری ، ضمن پذیرش دیدگاه های جدید آنان ،  باعث ترویج حس همکاری در دانشجویان شوید.

4.  شرایطی فراهم آورید که دانشجویان ، آموخته های خود را به اجرا و عمل درآورند.

5.  رابطه عادلانه ای بین دانشجویان و اساتید برقرار کنید، بطوریکه در اثر آن اساتید هم ، در خدمت دانشجویان قرار گیرند (این مسأله منجربه پیشرفت شیوه ها و نتایج آموزشی خواهد شد).

6.      به روش های استاندارد و اهداف از پیش تعیین شده توجه کنید.

7.  در جهت تقدیر از اساتید و دانشجویان از هیچ کوششی دریغ نکنید و برای پیشرفت ها و بهبودهایی که در امر آموزش یا نتایج آزمون ها دیده می شود ، ارزش قائل شوید. برای این منظور به محتوای تدریس اساتید توجه کنید و از توجه صرف به نمرات دانشجویان برای ارزیابی کار استاد پرهیز نمایید.

8.  از اکتفا نمودن به نتایج آزمون های نهایی برای تعیین کیفیت آموزشی خودداری کنید. امتحانات و نمرات حاصل از آن ، در مقایسه با فنون مربوط به فرآیند یاددهی- یادگیری ، در درجه دوم اهمیت قرار دارند و آنچه که باید مورد توجه و چالش قرار گیرد "نحوه عملکرد دانشجویان" می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

آموزش در دانشگاه

هر گروهی از جامعه ، کیفیت در دانشگاه را از منظر خود می بیند. با این حال ، با توجه به یک دیدگاه سخت گیرانه ، نقش آموزشی دانشگاه را به شکل زیر می توان پنداشت :

ü      پیشرفت دانشجویان برای خود آنها و برای اصلاح و ترقی جامعه.

ü      تربیت نیروی انسانی واجد شرایط سطح بالا برای اقتصاد.

ü      بعنوان یک مرکز آموزشی برای جستجوی مسیرهای شغلی.

ü      بعنوان یک ابزار برای گسترش دادن شانس های زندگی.

ü      یک نگرش کارآمد ، جهت بکارگیری فرآیند آموزش مناسب از پیش تعیین شده.

بنابراین ، قابلیت یک کشور برای جذب سرمایه گذاری های صنعتی و تجاری بستگی به فاکتورهای زیادی دارد [13].

به همین دلیل است که سطح سرمایه گذاری و حیطه فعالیت هایی که سازمان های بین المللی برای یک کشور به ارمغان می آورند بسیار وابسته به تعداد و کیفیت فارغ التحصیلان آن کشور دارد. دراین رابطه احتمالاً می توان گفت ، کشورهای دارای سیستم آموزشی ضعیف دانشگاهی ، مبتنی بر نیروی کار متکی بر فعالیت های فیزیکی و بدنی بوده و به دنبال جذب فعالیت های با دانش کم هستند ؛ در صورتیکه کشورهای دارای سیستم آموزشی قوی دانشگاهی ، صنایع باارزش و دانش محور را جذب خواهند نمود. بنابراین ، چگونگی ارتباط بین سیستم آموزشی دانشگاه و جامعه  می تواند براساس الگوی مشتری- رضایت تعریف شود. بطورکلی مشتری در این الگو می تواند دانشجویان ، والدین دانشجویان ، سیستم آموزشی متوسطه و پیش دانشگاهی ، کارفرمایان/ سازمان های صنعتی و تجاری ملی/ بین المللی و جامعه باشد. این مشتریان برای ایجاد بهبود کیفیت مستمر در سطح استانداردهای آموزشی برای رشته های مختلف در جهت راضی نگه داشتن تقاضاهای بازار ، نیازمند سیستم آموزشی هستند. این امر می تواند از طریق دوره های مناسب و روش های تحویل یک فرآیند یادگیری بلند مدت برای اساتید ، کارکنان و دانشجویان حاصل شود. در این خصوص سیستم آموزشی دانشگاه نقش مؤثری در جهت انتقال دانش به جامعه ایفا خواهد کرد.

تاکنون دراین مقاله ، با مدیریت کیفیت جامع و اهداف و اصول آن آشنا شده و به بررسی دیدگاه های دمینگ و کرازبی پرداختیم ؛ دیگر این مسئله پرواضح است که مدیریت کیفیت جامع چه تأثیرات مثبتی بر صنعت و آموزش دارد. این مطلب که آموزش، خدمتی با ارزش است و در کشورهای صنعتی و روبه رشد به آن توجه بسیار می شود برکسی پوشیده نیست. ترکیب فلسفه مدیریت کیفیت جامع با فرآیند آموزش مطمئناً تأثیرات به سزایی برستانده ها و نتایج خواهد گذاشت. حال این سئوال مطرح می شود که چگونه می توان از مدیریت کیفیت جامع به شکلی مطلوب در امر آموزش بهره جست ؛ چگونه می توان در یک دانشگاه یا یک مرکز آموزشی ، اصول مدیریت کیفیت جامع را همواره مدنظر  قرار داد.

دراین خصوص باید سه اصل اساسی مدیریت کیفیت جامع ، یعنی رضایت مشتری ، مشارکت کارکنان و بهبود مستمر را مدنظر قرار دهیم. مدل ارائه شده در زیر (شکل 2) چگونگی کاربرد مدیریت کیفیت جامع را در بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری بخوبی نشان می دهد :


شکل 2- "مدل بکارگیری مدیریت کیفیت جامع، جهت بهود فرآیند یاددهی  یادگیری در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی"

سیستم دوره پیش دانشگاهی

دانشجویان

والدین

صنعت/ کارفرما

مؤسسات آموزش عالی/ دانشگاه ها

مقایسه

؟

فارغ التحصیل

بهبود مستمر/ بهره گیری از فن آوری آموزشی

فرآیند آموزش مجدد

تحقیق و توسعه

گزارش و توصیه ها

بازخورد مستمر

ارزیابی کلاس

رضایت سنجی

خودارزیابی دانشجویان

ارزیابی

الگو

بهبود/ تعدیل ها

آزمون نهایی

 

 

 

 

 


                                           

                                                                                   بله                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                

 

                                                                                                                                        خیر                  

           

 

 

 

 

 

 

                                                     

                                                     

                                                                                        

                                                                              


    مدل نشان داده شده ، ملاحظاتی در خصوص راهبردهای مدیریت کیفت جامع در بردارد که فرآیند یادگیری را به عنوان یک مشارکت بلند مدت بین مشتریان ( دانشجویان ، والدین ، سیستم آموزشی دوره متوسطه و پیش دانشگاهی و صنایع/جامعه) و مدیریت/ کارکنان دانشگاه ها توصیف می کند. در این مشارکت ، مشتریان ، جامعه ، مدیریت و کارکنان دانشگاه توأماً درگیر جستجوی فرصت بهبود مستمر در استانداردهای آموزشی هستند. بدین ترتیب ، دانشگاه ، اطلاعات کسب و کاری را از بازار بدست خواهد آورد که آن را برای به خدمت گرفتن جاممه از طریق برنامه های آموزشی که تابع معیارهای کیفی سخت گیرانه هستند ، بسیج می نماید. متعاقباً ، اهداف روشن این برنامه ها ، بایستی بوسیله دانشگاه ها مورد خطاب واقع شوند و این اهداف بایستی بطور واضح برای همه کارکنان توضیح داده شود. این برنامه ها بایستی براساس چارچوب اهدف کیفی ، به سمت کارکنان و مشتریان سوق داده شود.       

توصیه می شود فرآیند آموزشی به جای اینکه برمبنای برنامه های یاددهی باشد مبتنی بر روش شناسی یادگیری باشد. در این فرآیند ، کلاس به آخرین فن آوری های اطلاعاتی برمبنای یادگیری مجهز می گردد و استاد نیز به عنوان یک راهنما برای تیم دانشجویان عمل می کند. این امر دانشجویان را قادر می سازد تا دانش و تجربه را بین یکدیگر تقسیم کنند و بنابراین خروجی یادگیری ایشان بهبود خواهد یافت. فرآیند یادگیری بوسیله ابزار بازخورد مستمر ارزیابی می شود. در نتیجه ، گزارشی بوسیله یک کمیته ذی صلاح برای یک دوره خاص برقرار می شود. این گزارش شامل : توصیه هایی برای بهبود کیفیت در خصوص استانداردهای آموزشی است. بازخورد مستمر نشان داده شده در مدل شامل : ارزیابی مستمر و بررسی رضایت مستمر است. ارزیابی مستمر ، ترکیبی از آزمون های کتبی ، کارهای عملی و پروژهای/ لابراتواری است. فلسفه این آزمون ها بایستی بطور نظام مند براساس استاندارد تنظیم شود. همچنین ، دانشجویان برای انجام یک خود ارزیابی از طریق تکمیل گزارش مربوطه ترغیب می شوند که شامل میزان فعالیت و نقش آنها در فرآیند یادگیری و تصوری که از سطح یادگیری شان حاصل نموده اند ، می باشد.

ارزیابی گزارش بازخورد مستمر ، براساس یک الگوی استاندارد بین المللی می باشد. این الگو شامل مقایسه عملکرد ثبت شده در گزارش با استاندارد مربوطه می باشد. این مقایسه برای تعیین این که چه مقدار از استاندارد مورد انتظار برآورده شده است ، استفاده می شود. نهایتاً در صورت وجود فاصله بین عملکرد و استاندارد برنامه بهبود تنظیم می شود. در نتیجه ملحق شدن ، مشتریان و دانشگاه به یکدیگر باعث میشود ، فرآیند یادگیری بهبود یابد. در آخر ، دانشگاه فارغ التحصیلانی را معرفی می کند که مورد انتظار نیازهای جامعه خواهد بود. متعاقباً ، بازخورد حاصل شده از عملکرد فارغ التحصیلان در صنعت ، برای بهبود کیفیت در فرآیند یادگیری مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

نتیجه گیری

در این مقاله می توان ، مفهوم مدیریت کیفیت جامع در سیستم آموزشی دانشگاه را به شکلی پررنگ مشاهده کرد. همچنین یک مدل مفهومی از مدیریت کیفیت جامع برای دانشگاه ها/ مؤسسات آموزش عالی [1] مورد بحث قرار گرفت.

 در مجموع ، الگوی مدیریت کیفیت جامع در آموزش ، بایستی شامل دانشجویان ، والدین ، سیستم آموزشی دوره متوسطه و پیش دانشگاهی و صنعت/ کارفرمایان ، به عنوان مشارکت کنندگان در فرآیند آموزشی باشد. تعامل دانشگاه با مشتریان می تواند منجربه کیفیت در فرآیند یاددهی – یادگیری از طریق برقرار نمودن دوره های بهبود یافته شود. در حقیقت ، سیستم آموزشی دانشگاه ها/ مؤسسات آموزش عالی در حال تغییر و تحولاتی هستند که می تواند باعث ایجاد یک فرهنگ آموزشی جدید شده و منافع گسترده ای را برای کسانی که می خواهند در طرف برنده قرار گیرند ، به همراه خواهد داشت.

پیشنهاد

در این مقاله سعی شد ضمن بررسی مفاهیم مدیریت کیفیت جامع در آموزش عالی و دانشگاه ها ، مدل مفهومی از مدیریت کیفیت جامع برای دانشگاه ها/ مؤسسات آموزش عالی [1] مورد بحث قرار گیرد. نویسندگان این مقاله اعتقاد دارند از مدل مذکور می توان در کشور عزیزمان نیز بهره های بسیار جست ، به همین دلیل ضمن ادامه تحقیقات خود در خصوص بومی نمودن مدل مذکور ، از محققان علاقمند نیز جهت تحقیقات بیشتر در این زمینه دعوت به عمل می آورند.

نویسندگان:

دکتر داود محمدی

کاوه احمدی

مهدی سرخ کوهی

 

 منابع و مراجع

1. Predergast , James , " A revolutionary style at third level education towards TQM " , Journal of Materials Processing Technology , 2001 , p.p 362 - 367

2. اقدسی ، محمد ، مترجم ، رویکرد نوین مدیریت کیفیت جامع در آمریکا ، 1380 ، مولف : شوجی ، شیبا.

3. تورانی ، حیدر ، مدیریت فرایند مدار در مدرسه ، انتشارات تزکیه ، تهران ، 1382.

4. Shtler , Paul , " TQM in education : problems and issues for the classroom teacher " , international journal of educational management , 1999.

5. Courtney , Jane , " Do Monitoring and evaluation tools, designed to measure the improvement in the quality of primary education, constrain or enhance educational development ? " , International journal of educational development , p.p 546 – 559 , 2008.

6. Crosby , P.B., " Quality without tears : the art of Hassle – free management " , Mc Graw Hill , New Yourk , Ny. 1984.

7. Deming , W.E , " Out of the crisis : quality , productivity and competitive position" , Cambridge University press , Cambridge , MA. 1986.

8. Ingersoll , R. M . " Teacher turnover and teacher shortages : An organizational analysis ",  American Educational research journal , 38 (3 ) , 499 – 534 , 2001.

9. Imazeki , J. , " Teacher salaries and teacher attrition " , Economics of Education Review , 24 (4) , 431 – 449 , 2005.

10. Hill , J. & Johnson , F. " Revenues and expenditures for public elementary and secondary education : School year 2002 – 03 ( NCES 2005 – 353R ) ".  Washington , DC : National Center For Education Statistics, 2005.

11. Grissmer , D. W. , Flanagan , A. , Kawata , J. , & Williamson , S. " Improving student achievement : What state NAEP test scores tell us ( MR 924 – EDU ) ". Santa Monica , CA : RAND , 2000.

12. Hanushek , E. A. , Kain , J. F. , O`Brien , D. M & Rivkin , S. G , " The market for teacher quality ( NBEA Working paper 11154) " , Cambridge , MA : National Bureau of Economic Research. 2005.

13. Murphy, J. “ Quality Assurance in Higher Education “, M.A. Thesis, WIT, 1998.